شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٣ - ٣- - خصائص الوجوب الغيرى
مقدمات هم امر كند بمنظور اينكه غرض مولى در خارج تحقق يابد و آن انجام ذى المقدمه است...
نتيجه نهائى:
همان گونه كه بعث و امر به ذى المقدمه بعث حقيقى است هكذا بعث به مقدمه و ايجاب آنهم يك بعث و وجوب حقيقى است نه اينكه بعث حقيقى تنها به جانب ذى المقدمه باشد و اسناد بعث بسوى مقدمه مجازى و ثانيا و بالعرض باشد.پس معناى اولى از تبعيت مراد نيست.
همچنين بعث به جانب مقدمه يك بعث استقلالى نيست كه تنها تأخر در وجود داشته باشد بلكه هدف از آن انجام ذى المقدمه است،پس معناى ثانى از تبعيت هم مراد نيست و همچنين بعث به جانب مقدمه معلول بعث بجانب ذى المقدمه هم نيست پس معناى ثالث هم مقصود نيست.«فتعين المعنى الرابع من التبعية و هو الحق و الحق احق ان يتبع».
[و حقيقت پيش ارسطو محبوبتر است از ارجمندش افلاطون و حق به نزد ملا صدرا والاتر از ابن سينا است].
٣-خصائص الوجوب الغيرى
امر سوم از امور تسعه در رابطۀ با ويژگىها و مشخصات واجب غيرى است مصنف مىفرمايد:واجب غيرى داراى چهار ويژگى مىباشد كه به ترتيب عبارتند از:
١-همان گونه كه امر به واجب غيرى و بعث به جانب آن يك امر مستقلى نيست بلكه امر تبعى است و به تبع امر به ذى المقدمه و براى توصل به آن ما را امر به مقدمات مىكند همچنين واجب غيرى اطاعت مستقلى ندارد يعنى اينچنين نيست كه مكلف واجب غيرى را براى خود واجب غيرى انجام دهد و امتثال نمايد بلكه اطاعت آن