شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥ - ٢- - لما ذا سميت هذه المباحث بالملازمات العقلية؟
شرعا با وجوب مقدمات آن شرعا.كه وجوب ذى المقدمه شرعى است و وجوب مقدمه هم شرعى است و عقل فقط حاكم به ملازمه است و خواه آن حكم ديگر يك حكم عادى و بر اساس عادت باشد كما سياتى امثلۀ آن و سياتى كه اين قسم اعتبارى ندارد.
پس از بيان اين مقدمه مىگوئيم:ممكن است براى شخصى كه اولين بار با اين عنوان برخورد مىكند اين سؤال پيش آيد كه فلسفۀ تسميۀ مباحث احكام عقليه را به ملازمات عقليه چيست؟چرا تعبير به ملازمات نمودهاند؟مىفرمايد:بر ماست كه مسئله را باز كنيم در هر دو قسمت هم در مستقلات عقليه و هم در غير مستقلات عقليه كه چرا تعبير به ملازمه شده؟
اما در مستقلات عقليه:وجه اين تسميه پس از دقت و بررسى در صغرى و كبرى اين دليل عقلى روشن مىگردد.بعنوان مثال مقدمۀ اول كه صغرى قياس باشد عبارت است از مثلا:العدل يحسن- فعله عقلا يا الظلم يقبح فعله عقلا اين قضيه يك قضيۀ عقليۀ خالصه است و جزء قضاياى مشهوره است آنهم جزء مشهوراتى كه مورد اتفاق نظر همۀ عقلاى عالم است و جاى بحث از اين قضيه در منطق يا در علم كلام است در مبحث عدالت و حسن و قبح اشياء،و ربطى به اصول ندارد و اگر در اصول بحث مىشود صرفا بخاطر آن است كه صغراى آن كبراى بعدى فراهم شود.
و مقدمۀ ثانيه كه كبراى قياس باشد عبارت است از:كل ما يحسن فعله عقلا يحسن فعله شرعا.مضمون و مفاد اين قضيه اين است كه ملازمه است ما بين حكم عقل با حكم شرع كه اگر عقل گفت هذا حسن لازمهاش اين است كه شرع هم بگويد و اين ملازمه عقليه است چون حاكم به آن عقل انسان است نه شارع و بحث اصلى ما در علم اصول از همين كبراى كلى است كه سخن از ملازمه باشد، مىخواهيم ببينيم كجاها عقل حكم به ملازمه مىكند و ادراك اين ملازمه را مىنمايد و كجاها حكم نمىكند و چون سخن از ملازمه