شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٠ - دلائل عدليه
و كذلك الكذب و التعظيم للصديق و التحقير له فالملزوم مثله.
پس حسن و قبح اشياء عقلى نيست بلكه شرعى است.
و الجواب:
ما ملازمه سخن شما را بنحو موجبه كليه قبول نداريم،به جهت اينكه ما در بحث قبل گفتيم كه حسن و قبح اشياء سه نوع است، برخى از آنها حسن و قبحشان ذاتى است،كالعدل و الظلم كه عدل بما هو عدل حسن است و مادامىكه عنوان عدل بر فعلى از افعال صادق است محال است قبيح باشد.
و بعكس ذلك،ظلم و...
و برخى از آنها حسن و قبحشان عرضى و اقتضائى است.
كالصدق و الكذب كه به اعتبارات گوناگون حسن و قبحشان متفاوت مىشود،به يك اعتبار حسن دارد و به يك اعتبار داخل در عنوان ظلم است و قبح دارد.
و برخى ديگر حسن و قبحشان فقط اعتبارى محض است، و حتى اقتضاى حسن يا قبح هم ندارد،كالضرب.
حال ما كه عدليه هستيم نمىخواهيم بگوئيم كه تمام افعال و كارهاى ما به نحو موجبه كليه دو دستهاند:يك دسته حسن هستند هميشه و هيچگاه قبيح نمىشوند و يك دسته قبيح هستند هميشه و هيچگاه حسن نمىشوند.خير هر قسم حسابى دارد،آنجا كه ذاتى باشد آرى و آنجا كه عرضى باشد خير.
دلائل عدليه
عدليه در مقابل اشاعره دو دليل دارند:
دليل اول:ادعاى ضرورت و بداهت مىكنند به اينكه همه عقلاى عالم چه آنها كه پيروان اديان آسمانى هستند و خدا را قبول دارند، چه آنها كه منكر شرايع آسمانى هستند،يعنى ماترياليستها،همه