شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٤ - المسألة الثانية مقدمة الواجب، تحرير النزاع
ولى جوابش آن است كه مجرد عقلى بودن يك مسئله سبب نمىشود كه كلامى باشد.خير.مسائل كلاميه صنف خاصى از مسائل عقليه است كه بحث از مبدأ و معاد مىكند و لا غير.ولى مشهور اصوليين متأخر عنوان بحث را عوض نموده و بصورت ملازمه بحث مىكنند كه آيا بين وجوب ذى المقدمه و وجوب مقدمه ملازمه هست يا نيست؟ به اين عنوان مبحث مقدمه واجب يك مبحث اصولى خواهد بود چون ملاك و معيار اصولى بودن يك مسئله آن است كه نتيجۀ آن در طريق استنباط حكم شرعى واقع شود يعنى كبراى قياس استنباط واقع شود و از آن حكم شرعى كلى استنتاج شود چنانكه در اول كتاب فرمودند:«يبحث فيه عن قواعد تقع نتيجتها فى طرق استنباط الحكم الشرعى»و اين ضابطه در ما نحن فيه هست به اين بيان كه مىگوئيم كون على السطح واجب است«صغرى»و ما بين وجوب كون على السطح با وجوب نصب سلم ملازمه است«كبرى»،پس نصب سلم واجب است.
نتيجه:
به اعتقاد مشهور متأخرين از جمله مرحوم مظفر اين مسئله از مسائل علم اصول است.
سؤال دوم:
پس از اينكه ثابت شد كه اين مسئله از مسائل علم اصول است سؤال مىشود كه داخل در كداميك از مباحث اصوليه است؟آيا داخل در مباحث الفاظ است يا داخل در ملازمات عقليه؟
جواب:از عبارات صاحب معالم استفاده مىشود كه مسئله مقدمه واجب از مسائل الفاظ است بدليل اينكه اولا اين مسئله را در باب مباحث الفاظ و بخش اوامر ذكر نموده و ثانيا استدلال نموده بر نفى وجوب مقدمه به اينكه:اگر مقدمه واجب واجب باشد بايد به يكى