شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٣ - دلائل عدليه
هست؟«حاشاوكلاّ ».
و اللازم باطل«يعنى:اينكه حسن و قبح شرعى نداشته باشيم باطل است.»
چون بالاجماع حسن و قبح شرعى داريم.فالملزوم مثله،پس اينكه حسن و قبح عقلى نداشته باشيم باطل است.
اشاعره از اين دليل جواب دادهاند به اينكه:شما در بيان ملازمه گفتيد مجرد امر و نهى شارع موجب حسن مأمور به و قبح منهى عنه نمىشود،بلكه علاوه بايد مدح و ذم هم بكند،يعنى ثواب و عقاب هم بدهد تا حسن يا قبيح باشد.
ما مىگوئيم:در حسن مأمور به و قبح منهى عنه،نيازى به فرض مدح و ذم و ثواب و عقاب نداريم بلكه كافيست كه امرى يا نهيى از شارع تعلق بگيرد،به مجرد تعلق امر مأمور به حسن مىشود و لو مدح و ثوابى نباشد و بمجرد نهى،منهى عنه قبيح مىشود و لو مذمت و عقابى نباشد و فرض اين است كه امر و نهى داريم،پس نيازى به فرض مدح و ذم نيست،تا شما بگوئى اينها عقلى است و به حكم عقل است.
مصنف مىفرمايد:هم مستدل و هم مجيب هر دو ادعائى بيش نكردهاند و اين سخن مصادره به مطلوب است،زيرا مستدل مىگويد:
در اتصاف مأمور به به حسن و منهى عنه به قبح وجود مدح و ذم عقلى لازم است و مجيب مىگويد:خير لازم نيست،بدون حكم عقل به مدح و ذم نيز امر و نهى كه آمد حسن و قبح مىآورد.
پس اين سخن برگشت به اصل دعوى دارد كه اشاعره مىگويند،حسن و قبح عقلى نيست و عدليه مىگويند عقلى است.
لذا بنظر ما بهتر است كه استدلال را جور ديگرى بيان و تصوير كنيم و آن اينكه:همه قبول دارند كه اطاعت او امر و نواهى شرعيه واجب است و نيز همه قبول دارند كه معرفت تكاليف و امرها و نهيها واجب است.