شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٠٩ - ١- - الاجزاء فى الأمارة مع انكشاف الخطإ يقينا)
مسئله ثالثه:برطبق اصل يا اماره عمل كند سپس كشف خلاف شود به حجة معتبره آيا مجزى است يا خير؟
[١-الاجزاء فى الأمارة مع انكشاف الخطإ يقينا)]
اما مسئلۀ اولى:(الاجزاء فى الأمارة مع انكشاف الخطإ يقينا).
امارهاى كه نزد مكلف قيام نموده تارة اين اماره بر حكمى از احكام شرعيه قائم شده و سپس كشف خلاف شد يقينا مثلا شخص عادلى از امام صادق نقل مىكند كه امام فرمود:در عصر غيبت بجاى نماز جمعه ظهر واجب است و مكلف مدتى به اين عمل كرد سپس كشف خلاف شد يقينا يعنى خبر متواترى قائم شد بر اينكه خير نماز جمعه واجب است نه نماز ظهر و تارةً اماره بر موضوعى از موضوعات خارجيه قائم شده مثلا دو نفر عادل آمدند شهادت دادند كه اين جامه پاك است و يا اين آب پاك است كه اين را«بينه»مىنامند و مكلف مدتى با اين جامه نماز خواند و يا از اين آب وضو گرفت و نماز خواند و سپس يقين كرد كه اين جامه يا آب نجس بوده و خلاصه كشف خلاف شد يقينا آيا عملى را كه مطابق اماره يا اصل انجام داده مجزى است يا خير؟مصنف مىفرمايد:معروف و مشهور در نزد علماى اماميه آنست كه اين عمل مجزى نيست مطلقا يعنى نه در احكام و نه در موضوعات در هركدام كه كشف خلاف شد اعاده واجب است و ما بايد اين مطلب را در دو مقام دنبال كنيم:
مقام اول:در احكام و مقام ثانى:در موضوعات.
اما الاحكام:مقدمه:بايد بدانيم كه در باب امارات سه نظريه وجود دارد:١-جمهور علماى اماميه قائل به طريقيت محضه هستند يعنى مىگويند برطبق مؤداى اماره هيچ مصلحت جديدى حادث نمىشود.بلكه تمام مصلحت مال حكم الله واقعى است كه در لوح محفوظ ثبت است و اين امارات فقط طريق و راه بسوى واقع هستند.حال اگر اين طريق ما را به حكم واقعى رساند در اين