شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٦١ - ٥- - معنى الحسن و القبح الذاتيين
مثلا نار مقتضى ايجاد احراق و سوزانيدن است ولى مشروط بر اينكه مانعى نباشد،مثل رطوبت تا مقتضى تأثير خود را بگذارد.
٢-علت يعنى اين عنوان تمام موضوع است براى حكم عقلاء به حسن يا قبح يا براى حكم شارع به وجوب يا حرمت مثلا عدل علت است براى حسن يعنى تمام موضوع است«لحكم العقلاء بالحسن» بدون اينكه داخل در تحت عنوان ديگرى باشد.ولى به معناى ايجادكننده نيست عنوان عدل فاعل و موجد حكم عقلاء نيست بلكه وجود مصلحت عامه در عنوان عدل باعث شد كه عقلاء به مقتضاى عقلشان چنين حكمى بكنند.
و يا ظلم علت براى حكم عقلاء به قبح است،يعنى تمام الموضوع است نه علت موجده يا مثلا خمر تمام موضوع است براى حكم شارع به حرمت نه اينكه خمر موجد حرمت است خير موجد حرمت نهى شارع است و اين خمر موضوع است كه تا موضوعى نباشد حكم هم نيست و يا صلاة تمام موضوع است للوجوب و يا زيد علت براى قيام است يعنى تمام موضوع است نه اينكه وجود زيد موجد قيام باشد،آن اراده زيد است كه موجد قيام است و هكذا...و اقتضاء يعنى اين عنوان فى حد ذاته تمام الموضوع براى حكم به حسن يا قبح نيست بلكه واسطه در اتصاف لازم دارد اگر اين عنوان داخل در عنوان حسنى بشود حسن پيدا مىكند به آن اعتبار و اگر داخل در عنوان قبيحى بشود قبح پيدا مىكند منتهى عنوان يك عنوانى است كه لو خلّي و طبعه و عوارض خارجيه در كار نباشد،داخل در يك عنوان حسن مىشود يا داخل در عنوان قبيحى مىشود كما سياتى امثله.
مقدمه ديگر:اهل معقول قانونى دارند كه كل ما بالعرض لا بدوان ينتهى الى ما بالذات حال در مورد افعال اختياريه هم بنظر علماء آنكه داراى حسن و قبح ذاتى است تنها عنوان عدل و ظلم است و ساير عناوين حسن و قبحشان عرضى است و بايد داخل در