شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٦٠ - ٥- - معنى الحسن و القبح الذاتيين
لباس شهرت را حرام كرده و اين از محل بحث ما خارج است.
بحث ما در موردى است كه برطبق عادت مردم شارع حكم كند و از آن متابعت كند.و لو ملاك حكم شرع در آنجا نباشد.
در پايان مىفرمايد:از اينكه اين امر رابع را قدرى طول داديم ما را مىبخشيد.هدف ما اين بود كه كاملا مطلب بر شما روشن گردد و شما دچار آن اشتباهى كه ديگران شدهاند نشويد.ما در اين امر دانستيم كه حسن و قبح به معناى سوم علل و عوامل گوناگون دارد.و به تمام اين معانى محل نزاع ما نيست.
حسن و قبحى كه صرفا به مقتضاى خلق انسانى باشد از محل بحث خارج است و حسن و قبح عاطفى و انفعالى كذلك و حسن و قبحى كه به مقتضاى عادت باشد كذلك فقط آنجا كه سبب حكم عقل عملى به حسن و قبح همان ادراك كمال و يا نقص بودن است، و يا ادراك مصلحت و يا مفسده است آنهم كمال و نقص نوعى و مصلحت و مفسده نوعيه نه شخصيه اينها هستند كه عقلاء بما هم عقلاء برطبق آن حكم مىكنند و مورد نزاع ما با اشاعره است اما ساير اقسام از محل نزاع خارج هستند.
٥-معنى الحسن و القبح الذاتيين
حسن و قبح به معناى مدح و ذم خود منقسم مىشود به سه قسم:
١-حسن و قبح ذاتى
٢-حسن و قبح عرضى
٣-حسن و قبح اعتبارى
بيان ذلك،مقدمه:كلمه عليت و اقتضاء بدو معنى آمده:
١-به معناى ايجاد و تأثير كه مراد از علت همان علت تامه و ايجادكنندۀ يك شىء است مثلا طلوع شمس علت وجود نهار است و مراد از اقتضاء عبارتست از علت ناقصه و يا جزء العله كه جزء ديگرش هم عدم المانع است.