شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٩٠ - نتيجه نهائى
بايد حرام باشد،خير شايد علت حرمت خمر اسكار نباشد،بلكه مجرد تعبد باشد و نيز استحسان را باطل مىدانيم و از ادله احكام بحساب نمىآوريم كه همانند اهل سنت هرچه را انسان بهتر بپسندد و به نظر او نيكوتر آمد برطبق او حكم كند.
خير شايد ملاك حكم شرع اين نباشد.
در پايان نتيجه مىگيريم:اگر اخباريين و صاحب فصول كه منكر ملازمه هستند،مرادشان اين است كه ما قبول نداريم كه در مطلق مدركات عقليه چه آنها كه مورد تطابق آراء عقلاء هست و چه آنها كه نيست ملازمه باشد بين حكم عقل و شرع اين سخن متينى است و ما هم مىگوئيم كه در همه جا ملازمه نيست چون ملاكات يكى نيست ولى اگر مرادشان اين است كه ما بين حكم عقل و حكم شرع مطلقا حتى در قضايائى كه عقلاء بما هم عقلاء حكم دارند ملازمهاى نيست اين سخن باطل است و هيچگونه مدرك و دليلى بر اين حرف ندارند،كما بينا.
نتيجۀ نهائى:
با اين بياناتى كه از فنقول تا اينجا ذكر كرديم مىتوانيم باين وسيله جمع كنيم بين سخنان اخباريين و اصوليين و تصالح ايجاد كنيم به اينكه بگوئيم:
مراد اخباريين از اينكه عقل نمىتواند حسن و قبح اشياء را ادراك كند يا از اينكه ملازمهاى نيست مرادشان اين است كه عقل ما نمىتواند ملاكات احكام شرعيه را ادراك كند و ما هم اين را قبول داريم،فلا نزاع فى البين.
( پايانبخش مستقلات عقليه)
و الحمد لله على ما انعم و له الشكر على ما الهم