شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٧٢ - المسألة الرابعة اجتماع الامر و النهى
گويا گفته:
اكرم زيد العالم- اكرم عمروا العالم
و...در اينجا عنوان عام مرآتيت دارد براى ديدن افراد.
و علم بدلى-آنست كه حكم در واقع براى جميع افراد ثابت نيست بلكه براى يك فرد ثابت است و مطلوب ايجاد اصل طبيعت است منتهى آن يك فرد قابليت دارد كه هريك از افراد طبيعت بوده باشد.مانند:اعتق أية رقبة شئت.
٢-تارة-دو دليل در اصل مقام جعل و تشريع و صدور از مولى با يكديگر درگيرى دارند و قابل جمع نيستند.يعنى هركدام زبان حالش اينست كه ديگرى كذب است و از مولى صادر نشده.
اينجا مورد،مورد تعارض است(التعارض تكاذب الدليلين فى مقام الجعل و التشريع).
و تارة در اصل مقام جعل دليلين برخوردى و معارضهاى ندارند، بلكه هر دو قابليت صدور را دارند و در هر دو ملاك(يعنى مصلحت و مفسده)هست ولى در مقام امتثال مزاحمت نمودهاند و صدور و امتثالشان از عبد ممكن نيست.اينجا ميدان،ميدان تزاحم و اجتماع الامر و النهى است با تفاوتى كه خود اين دو باب دارند كه در احدهما اين عدم قدرت بر امتثال،به سوء اختيار خود مكلف بوده(در باب اجتماع امر و نهى)و در ديگرى اين عدم توانائى اضطرارى و لا بسوء الاختيار بوده(در باب تزاحم).
٣-دو دليلى كه با يكديگر متعارض هستند:
تارة:تعارض بين دو مدلول مطابقى آن دو است.مانند:اكرم العلماء و لا تكرم العلماء كه سلب و ايجاب بر يك عنوان بار شده؛ احدهما بالمطابقة مثبت اكرام است و ديگرى بالمطابقة نافى است.
و تارة تعارض ميان دو مدلول التزامى دو دليل است.يعنى مدلولهاى مطابقى اولا و بالذات معارض نيستند.مانند:اكرم العلماء و لا تكرم الفساق كه اثبات بر عنوان علما و سلب بر عنوان فساق بار