شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٩٧ - ٩- - المقدمة العبادية
كه استحباب بكلى معدوم شود و جاى آن وجوب گذاشته شود بلكه آمدن وجوب موجب اشتداد وجود استحباب مىشود و او را به مرحلۀ شديده و قويه مىرساند پس وجوب در حقيقت استمرار و ادامۀ همان استحباب است نه امرى بريده و منقطع از آن نظير سواد ضعيف و قوى كه اگر شما رنگ سياه ضعيف و كمرنگ را بر او افزوديد و شديدتر گرديد و پررنگتر شد اين معنايش انعدام مرتبۀ ضعيفه نيست بلكه مرتبۀ ضعيفه هست و الآن كاملتر و شديدتر شده.
و هكذا در جانب بياض پس در حقيقت يك وجود است كه استمرار دارد زمانى به رنگ استحباب بود و جواز ترك داشت و زمانى ديگر به رنگ وجوب درآمده و جواز ترك ندارد و نظير اينكه دانشآموز معلوماتى را كه امسال كسب كرده در سال آينده كاملتر مىسازد نه اينكه معلومات قبلى را بكلى از دست بدهد و معلومات جديد پيدا كند و نظير افزودن درجۀ حرارت آب تا به سرحد صددرجه برسد و تبديل به بخار شود حال وقتى كه عباديت اين طهارات ثلاث از ناحيۀ امر نفسى استحبابى درست شد آنگاه مىگوئيم:امر غيرى ما را دعوت مىكند به جانب عملى كه فى نفسه عبادت است و عباديت آن از ناحيۀ امر غيرى نيامده تا ما دچار مشكل باشيم اين بهترين جواب است به نظر ما.
دو نكته:١-اين جواب در كفايه مرحوم آخوند آمده و در فوائد ميرزاى نائينى نيز بيان شده.
٢-اين جواب مبتنى بر دو معنى است:
الف-مقدمۀ واجب وجوب شرعى داشته باشد.
ب-در عباديت عبادت قصد امتثال امر لازم باشد و هر دو مبنى را ما قبول نداريم كما سياتى.
و لكن هذا الجواب:جناب مظفر مىفرمايد:اين جواب با همۀ حسن و نيكوئى كه دارد به اين مقدار از بيان كافى نيست كه ريشۀ اشكال را بسوزاند و حل مشكل نمايد زيرا كسى را رسد كه بگويد: