شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٥٠ - ٤- - اسباب حكم العقل العملي بالحسن و القبح
اراده و تصميم است كه نيروى مجريه و محركه در مملكت بدن است.
و اگر مرادشان اين باشد اين اصطلاح جديدى است كه ايشان آورده كه آمده اراده را به عقل عملى نامگذارى كرده و از اصطلاح مشهور خارج شده است و البته لا مشاحة فى الاصطلاح.
٤-اسباب حكم العقل العملي بالحسن و القبح
در جهان هستى كل ممكن محتاج الى المؤثر يعنى هر ممكن و حادثى كه نبوده و بعد ايجاد شده يقينا علت و سبب دارد.
و محال است كه گتره و گزاف و تصادفى چيزى پديد آيد.
نظام عالم،نظام على و معلولى و اسباب و مسببات است و هر امرى سبب خاصى دارد و بقول حاجى سبزوارى(ره):يقول الاتفاق جاهل السبب...
حال از جمله همين ممكنات ادراك عقل عملى است حسن و بايسته بودن يا قبيح و نبايسته بودن فعل اختيارى ما را و روى همان قانون كلى اين نيز محتاج به اسباب و عوامل و موجباتى است.در اين امر چهارم مىخواهيم آن علل و عوامل را بررسى كنيم تا بدانيم كه كداميك از اينها داخل محل نزاع ما با اشاعره است؟و كدام خارج مىباشد؟
مىفرمايد:بحكم استقراء و تتبع(و نه حصر عقلى)علت اين ادراك و حكم عقل يكى از اين امور پنجگانه است كه به ترتيب ذكر مىشود:
١-هنگامى كه انسان بتوسط عقل نظرى كمال يا نقص بودن امرى را ادراك نمود بدنبال آن عقل عملى وارد ميدان شده و حكم مىكند به اينكه آنچه كمال است.ينبغى فعله و آنچه نقص است ينبغى تركه.پس حكم عقل نظرى به كمال يا نقص بودن امرى يكى از عوامل حكم عقل عملى به حسن يا قبح آن فعل است.
٢-هنگامى كه انسان بتوسط عقل نظرى ملائمت يا ناملائمت