شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٤٦ - ٣- - چهار سؤال و جواب
حيوانات ديگر از اين قوۀ عاقله محرومند.
(مراجعه شود به كتاب انسان و ايمان علامۀ شهيد مطهرى و كتاب المنطق للمظفر«ره»)
حال بحث ما در همين قسم چهارم و قوۀ عاقله است و در اين رابطه سه مطلب مطرح است:
الف:تعريف قوۀ عاقله.
ب:تقسيم عقل به دو شعبۀ عملى و نظرى.
ج:چهار سؤال و جواب.
[١-تعريف قوۀ عاقله]
اما اولى:عقل يا قوۀ عاقله عبارتست از نيروئى كه خداوند متعال به انسانها عنايت فرموده و به توسط آن امور كليه و قوانين كلى را ادراك مىكند از قبيل:اجتماع نقيضين محال است،كل از جزء بزرگتر است،و...مراد از امور كليه يعنى امورى كه محدود به زمان يا مكان خاصى نيستند.
[٢-تقسيم عقل به دو شعبۀ عملى و نظرى]
و اما دومى:عقل و يا قوۀ عاقله داراى دو شعبه است:
١-عقل نظرى
٢-عقل عملى
عقل نظرى آنست كه بتوسط آن انسانى ادراك مىكند امور كلى را كه از نوع شناختن و دانستن هستند و باصطلاح مما ينبغى ان يعلم هستند و ربطى به مقام عمل و بكار بستن ندارند مانند:نوع قواعد منطقى،رياضى،فلسفى،كلامى،كه از نوع دانستن و باور كردن است مثل:الواحد نصف الاثنين،كل ممكن محتاج الى المؤثر، الدور و التسلسل باطلان و...
عقل عملى آنست كه بتوسط آن انسان ادراك مىكند امور كليهاى را كه از نوع عمل كردن و بكار بستن است و باصطلاح مما ينبغى ان يفعل است مثل:العدل حسن اى ينبغى ان يفعل،الظلم قبيح اى ينبغى ان يترك يا لا ينبغى ان يفعل و...
[٣-چهار سؤال و جواب]
و اما سومى:چهار سؤال و جواب: