شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٩٦ - ٩- - المقدمة العبادية
طهاراتى كه عبادت باشد الوضوء العبادى تحت امر مقدمى رفته نه ذات الوضوء بما هى پس آنچه را كه فرض كرديم متأخر است يعنى امر غيرى آمده مقدم شده و آنچه كه فرض اينست كه متقدم است يعنى عباديت وضوء آمده متأخر شده و هذا خلف.
اما بيان دور:عباديت طهارت ثلاث متوقف است بر آمدن امر غيرى چون امر ديگرى در كار نيست تا از ناحيۀ آن عباديت بيايد و فرض هم اينست كه على المشهور در عباديت عبادت قصد امر لازم است و از آن طرف آمدن امر غيرى هم متوقف است بر عبادت بودن طهارات ثلاث چون امر غيرى به چيزى تعلق مىگيرد كه مقدمۀ واجب باشد و در اينجا وضوى عبادى مقدميت دارد و هذا دور و الدور باطل.
از اين اشكال اساسى علماى اصول هركدام جوابى يا جوابهائى دادهاند.
جواب جناب مظفر:ايشان مىفرمايد:بنظر من بهترين جواب آنست كه بگوئيم:
مصحح عباديت طهارات ثلاث اين امر غيرى نيست تا خلف و يا دور لازم آيد بلكه مصحح آن عبارتست از يك امر نفسى استحبابى كه به ذات اين اعمال تعلق گرفته و اين اعمال را فى نفسها مستحب گردانيده پيش از آنى كه مقدمۀ واجب قرار گيرند و امر غيرى بر آنها تعلق بگيرد و اين استحباب نفسى كه در اين اعمال هست همچنان باقى است حتى پس از فرض امر غيرى و مقدمى منتهى نه با حدود و مشخصات استحبابى كه عبارت باشد از رجحان الفعل مع جواز الترك زيرا پرواضح است كه با آمدن امر غيرى ديگر جواز تركى در كار نيست بلكه وجوب فعل و منع از ترك در كار است.
و سر اينكه استحباب بعد از آمدن امر غيرى هم باقى است آن است كه استحباب در حقيقت مرتبۀ ضعيفۀ طلب است و وجوب مرتبۀ شديدۀ آن و اگر وجوب آمد و بر استحباب عارض شد چنين نيست