شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣١٩ - تحرير محل النزاع
بينهما،كداميك از اقسام تقابل است؟آيا تقابل تناقض است؟يا تقابل تضاد؟و يا تقابل ملكه و عدم ملكه؟
بعضى گفتهاند:تقابل تناقض است.يعنى صحت و فساد،سلب و ايجابند؛يكى امر وجودى است(و هو الصحة)و ديگرى امر عدمى محض است(و هو الفساد).
بعضىها گفتهاند:تقابل تضاد است.يعنى صحت و فساد،هر دو امر وجودىاند كه لا يجتمعان فى موضوع واحد.
جناب مظفر،به پيروى از ميرزاى نائينى،معتقد است كه تقابل، تقابل عدم و ملكه است.يعنى صحت،ملكه و امر وجودى است و فساد، عدم همين ملكه است(الفساد:عدم الصحة فيما من شأنه ان يكون صحيحا).حال،صحت و فساد،در هر چيزى،معنايى دارد.مثلا صحت جنس،در مقابل عيب آن است و صحت مزاج،در مقابل انحراف مزاج و خروج آن از حد وسط بطرف افراط يا تفريط است.
و خلاصه،عند الأطباء معنايى دارد و عند المتكلمين معناى ديگرى و نزد اهل بازار معناى ديگرى دارد(كه در«بحث صحيح و اعم»ذكر شد).
معنايى كه منظور نظر ما است،عند الاصوليين،اين است كه:
عمل عبادى صحيح،عملى است كه مطابقت كند با مأمور به از لحاظ دارا بودن تمام اجزا يا شرايط لازمه.
عمل عبادى فاسد،عملى است كه مطابقت نكند با مأمور به از لحاظ داشتن كمبودى در اجزا يا شرائط.مثلا نمازى كه داراى ١١ جزء و ٦ شرط باشد،صحيح است و نمازى كه فرضا طهارت يا فاتحة الكتاب نداشته باشد،فاسد است و لازمۀ صحت عبادت عبارت است از مجزى بودن و محتاج به اعاده نبودن نه ادائا،نه قضاء.متقابلا لازمۀ فساد عبادت،عدم الاجزاء و لزوم الاعادة است ادائا يا قضاء.
و در معاملات،معاملۀ صحيح آن است كه همۀ اجزا و شرايط معتبره را دارا باشد و كمبودى نداشته باشد و معاملۀ فاسد آن است كه برخى از اجزا و شرايط را نداشته باشد و لازمۀ صحت معامله،