شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٧ - تنبيه
[ج:] حسن و قبح به معناى سوم [-مدح و ذم]
ج:گاهى حسن و قبح گفته مىشود و از آنها اراده مىشود مدح و ذم.يعنى مىگوئيم فلان امر حسن است،يعنى مدح و ستايش دارد و فلان امر قبيح است يعنى مذمت و سرزنش دارد.حال حسن و قبح به اين معنى فقط وصف افعال اختياريه انسان واقع مىشود مثلا مىگوئيم فلان كار حسن است،يعنى فاعل آن فعل در نزد همۀ عقلاى عالم مستحق مدح و ثواب است و يا فلان كار قبيح است يعنى فاعل آن فعل عند العقلاء كافة مستحق مذمت و عقاب است.به عبارت ديگر فلان كار حسن است يعنى نزد همۀ عقلاء بايستنى و ينبغى آن يفعل است و يا فلان كار قبيح است يعنى عقل همۀ عقلا درك مىكند كه نبايستنى و لا ينبغى ان يفعل است و معناى اينكه عقل حكم مىكند به حسن يا قبح يعنى ادراك مىكند حسن و قبح آن را.
حال مورد بحث و نزاع ميان اشاعره و عدليه در حسن و قبح همين معنى است كه اشاعره منكرند و مىگويند عقل عقلا جداى از بيان شارع نمىتواند بگويد اين كار حسن است و ينبغى ان يفعل، و يا قبيح است و ينبغى ان يترك ولى عدليه مىگويند عقل عقلاى عالم استقلالا اين معنى را درك مىكند كما سياتى إن شاء الله تعالى.
تنبيه:
پس از اينكه معانى سهگانۀ حسن و قبح را شناختيم اينك