شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٨٦ - الحق فى المسألة
ممكن بالحمل الاولى.
و هكذا در مثال شريك البارى ممتنع و در مثال المجهول المطلق لا يخبر عنه و...
در پايان:از شبهات بالا،حكماى قبل از ملا صدرا جوابى مىدادند.
ولى جناب ملا صدرا آمد و مشكل را از طريق حمل اولى و حمل شايع حل كرد و اين مختص به حكمت متعاليۀ او است و لذا گفتهاند در تناقض،«٩ وحدت»شرط است و نهم،همين«وحدت در حمل» است و الا تناقض نيست و بدينوسيله معماهاى زيادى قابل حل است و حمل اولى ذاتى،حمل مفهوم بر مفهوم است و ملاك اتحادش مفهومى است و حمل شايع صناعى،ملاك اتحادش در مصداق است كما ذكرنا مرارا.
و اذا عسر عليك:ما گفتيم عنوان،به ملاحظۀ افراد،موضوع واقع شده اما حكم حقيقتا مال معنونات نيست بلكه مال عنوان است و «فانى ديدن عنوان در معنونات»مصحح«موضوع شدن خود عنوان» است.حال براى روشنتر شدن اين معنى،مثالى براى شما مىآوريم:
در ادبيات گفته مىشود:الفعل لا يخبر عنه و الحرف لا يخبر عنه.
ممكن است كسى اعتراض كند به اينكه اين قضيه،خودش خودش را نقض مىكند زيرا در خود اين قضيه،فعل،مخبر عنه واقع شده و كذلك حرف.پس چگونه مىگوئيد فعل يا حرف،مخبر عنه واقع نمىشود؟
جوابش اينست كه عنوان-الفعل و الحرف-دو گونه ملاحظه مىشود:
١-تارة:اين عنوان،بما هو عنوان و مفهوم ذهنى من العناوين و المفاهيم ملاحظه مىشود.يعنى كلمۀ فعل در مقابل كلمۀ اسم كه مركب از ف-ع-ل است و كلمۀ حرف كه مركب از ح-ر-ف است و معنائى هم براى او وجود دارد به اين عنوان،كلمۀ فعل و حرف،