شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٥ - ب معناى دوم - لذت و الم
و زيانآورى كه در آينده دارد داخل در امور قبيحه شده و عقل او را قبيح مىشمارد و انسان از او متنفر است.مثلا خوردن غذاهاى لذيذ و رنگارنگ بالفعل لذتبخش است ولى به لحاظ آينده كه پرخورى از اين اغذيه موجب مرض و گرفتارى مىگردد،اين اكل مىشود قبيح و منافى با طبع.
سپس مىفرمايد:جناب فاضل قوشچى در شرح تجريد خود گفته است:گاهى از حسن و قبح به معناى مذكور تعبير به مصلحت و مفسده مىشود فلان امر حسن است يعنى داراى مصلحت است و يا قبيح است يعنى داراى مفسده است.
جناب مظفر مىفرمايد:مصلحت و مفسده يك معناى علىحدهاى نيست بلكه برگشت بهمان لذت و الم يا ملائمت و منافرت با نفس مىكند زيرا كه انسان مصلحت را كه حسن مىشمارد بدين لحاظ است كه ملائم با طبع و لذتآور است و متقابلا مفسده را كه قبيح مىشمارد،بدين لحاظ است كه ناملائم با طبع و نفرتآور است پس يك معناى جديدى نيست.
در پايان مىفرمايد:حسن و قبح به اين معنى هم مورد نزاع عدليه و اشاعره نيست بلكه اشاعره هم قبول دارند كه حسن و قبح به اين معنى عقلى است و عقل ما استقلالا او را مىفهمد و ادراك مىكند و كسانى كه پنداشتهاند كه نزاع در اين معنى است مقصود طرفين را نفهميدهاند.