شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٨ - ٩- - المقدمة العبادية
از جانب صاحب الفصول آنجائى است كه بدنبال انجام مقدمات ذى المقدمه حاصل شود چه مقدمات را به قصد توصل به ذى المقدمه انجام دهد و چه به اين قصد انجام ندهد،اين مقدمات واجبند بخلاف شيخ(ره).
٢-چه عاملى باعث شد كه اين سه شخصيت مبرز اصولى به ذات المقدمه اكتفا نكرده بلكه هركدام قيدى افزودند؟
ميرزاى نائينى در فوائد الاصول ج ٢ ص ٢٨٥ به بعد فرموده:
عامل افزودن اين قيود صرفا يك استبعاد بوده،توضيح اينكه اين بزرگان ديدهاند كه ذات المقدمه گاهى فى نفسه حرام است و در عين حال واجب مهمترى برآن متوقف است مثل انقاذ غريق از راه تصرفات غصبى و...لذا گفتهاند بعيد است كه ذات مقدمه بدون اعتبار قيدى واجب باشد چون عقل قبول نمىكند و نمىپسندد قول به وجوب تصرف را مقدمتا مطلقا چه با قصد توصل به انقاذ و چه بىقصد لذا اين قيدها را افزودهاند دفعا للاستبعاد المذكور.
١٠-تفصيل ديگر آنست كه مقدمات داخليه يعنى اجزا واجب بوجوب غيرى نيستند اما مقدمات خارجيه يعنى شرائط واجب بوجوب مقدمى هستند.
جناب مظفر مىفرمايد:
به عقيدۀ ما قول ثانى حق است،يعنى مقدمۀ واجب مطلقا واجب نيست و دليل ما بر اين مسئله از مطالبى كه در مبحث سوم مستقلات عقليه در رابطه با ثبوت ملازمه بين حكم عقل و شرع گفتيم،دانسته مىشود زيرا ملاك و معيار در هر دو باب يكى است،آنجا گفتيم:
در مواردى كه عقل مستقلا حكم به حسن يك عملى مىكند بگونهاى كه همين حكم عقل استقلالا كافى است در تحريك و دعوت انسان به انجام كار ديگر مجالى براى امر مولوى نيست چون احتياجى به آن نداريم بلكه عبث و لغو است و بلكه تحصيل حاصل است.اينجا هم مىگوئيم هنگامى كه مولى بندگانش را به انجام ذى المقدمه دستور