شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٠٧ - تمهيد
سؤال:مراد از امارات و اصول عمليه چيست؟جواب:امارات عبارتاند از طرق و راههائى كه كاشف از واقع هستند و ما را به واقع مىرسانند مثل خبر واحد ولى اصول عمليه عبارتند از وظائفى كه شرع مقدس براى انسان شاك و متحير قرار داده تا در مقام عمل او را از حيرت خارج كند و هيچگونه كاشفيتى از واقع ندارند مثل اصل برائت و تفصيل بيشتر سياتى إن شاء الله .
٢-مراد از امر ظاهرى آن امرى است كه بتوسط اصلى از اصول عمليه و يا امارهاى از امارات ثابت مىگردد.مثلا خبر واحد قائم شد كه در عصر غيبت بجاى نماز جمعه ظهر واجب است و يا استصحاب قائم شد بر وجوب جمعه در دوران غيبت،اين اصل يا آن اماره هركدام حكم ظاهرى و وظيفۀ ظاهريه درست مىكنند ولى يقين نداريم كه حكم اللّه الواقعى المحفوظ في اللوح همين باشد بلكه شايد غير از اين باشد.
٣-در مواردى كه دست ما از حكم واقعى ثابت عند الله كوتاه است و نسبت به آن جاهل هستيم و فقط ما هستيم و امارات ظنيه كالخبر الواحد و يا اصول عمليه كالاستصحاب و...در چنين مواردى آن حكم واقعى در حق ما منجز نيست،يعنى اگر ما برطبق اماره يا اصل عمل كرديم و بعد كشف خلاف شد يعنى معلوم شد كه اين اماره يا اصل مطابق واقع نبود در اين صورت ما را بخاطر مخالفت با واقع عقاب نمىكنند.بدليل اينكه تكليف واقعى به ما واصل نشده و هر تكليفى كه به مكلف واصل نشود و مكلف هرچه تلاش و كوشش كند به آن دسترسى پيدا نكند و لو بنحو علم اجمالى چنين تكليفى منجز نخواهد بود،يعنى عقابى بر ترك آن مترتب نيست.حال اين نكات سهگانه را كه ذكر كرديم مورد تسالم و قبول قوم است.و لا خلاف فيه انما الكلام در نكته چهار و پنج است كه ذيلا مطرح مىكنيم: