شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٣ - ب معناى دوم - لذت و الم
مسألۀ دوم خواهيم گفت كه اينگونه قضايا و تصديقات از قضاياى يقينيات هستند و مابازاء خارجى و مطابق خارجى دارد و لا ريب فيه است و از محل بحث ما خارج است.
[ب:معناى دوم-لذت و الم]
ب:حسن و قبح به معناى لذت و الم يا ملائمت و منافرت با نفس.
گاهى حسن و قبح گفته مىشود و از آنها اراده مىشود اين معنى، يعنى مىگوئيم فلان امر حسن است يعنى لذت بخش است براى نفس انسانى و ملائم با طبع انسان است و يا فلان امر قبيح است، يعنى نفرتآور و ناسازگار با طبع انسان است و انسان از او تنفر و اشمئزاز دارد يعنى بدش مىآيد.
حال حسن و قبح به اين معنى هم همانند حسن و قبح به معناى اول هم وصف افعال اختياريۀ انسان واقع مىشود و هم وصف متعلقات افعال انسان،مثلا در مورد متعلقات افعال انسان گفته مىشود:فلان منظره حسن و جميل است يعنى لذتبخش و سازگار با طبع انسان است و انسان از او خوشش مىآيد و او را مىخواهد در اينجا منظره متعلق فعل انسان است و فعل انسان نظر و مشاهده است.يا مثلا هذا الصوت حسن مطرب يعنى فلان صدا زيبا و به طربآورنده است،يعنى لذتبخش است،باز صوت متعلق فعل انسان است و فعل انسان استماع و شنيدن صوت است يا مثلا هذا المذوق حلو حسن يعنى اين چشيده شده شيرين و پسنديده است،يعنى ملائم با طبع است و دلخواه انسان است.باز هم متعلق فعل انسان است و فعل انسان ذوق و چشيدن است.
و در مورد افعال اختياريه انسان مىگوئيم:خواب قيلوله «خوابى كه اندكى پيش از اذان ظهر انجام مىگيرد»حسن و نيكو است يعنى لذتبخش است و يا الاكل عند الجوع حسن يعنى ملايم با طبع است و هكذا...كه در اين مثالها نوم قيلوله-اكل-شرب و...فعل انسان هستند كه متصف به حسن شدهاند.و هكذا در جانب ضد آنها مىگوئيم:فلان منظره قبيح است يا فريادزن نوحهگر