شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٩٩ - ٩- - المقدمة العبادية
عباديت او محفوظ است و از بين نمىرود زيرا كه مناط و معيار در عباديت يك عمل جواز ترك آن عمل نيست تا شما بگوئيد حالا كه جواز ترك نيست پس عباديت هم نيست بلكه مناط و معيار در عباديت همانا مطلوبيت ذاتيۀ عمل است و آن مطلوبيت بعد از تعلق امر غيرى هم باقى است و همان موجب عباديت اين عمل است.
و اذا صح:و هنگامى كه دو مطلب را پذيرفتيم:
يكى اينكه امر غيرى تعلق گرفته به طهارات ثلاث بما هى عبادة نه به ذات طهارات ثلاث على الاطلاق.
ديگرى اينكه با آمدن امر غيرى استحباب بحده باقى نمانده بلكه مندك در امر غيرى شده و فانى در او شده و هضم در او گرديده باين معنى كه امر غيرى استمرار و تداوم همان استحباب نفسى و مطلوبيت ذاتيهاى است كه عمل جلوتر داشته.
با قبول اين دو امر مىگوئيم پس از آمدن امر غيرى و مقدمۀ واجب شدن طهارات ثلاث،بالفعل تنها امر غيرى موجود است و همين امر صالح است براى دعوت بسوى آن عبادت زيرا اين امر غيرى با ساير اوامر غيريه متفاوت است و آن اينكه ساير اوامر غيريهاى كه متعلق به مقدمات غير عبادى هستند(مثل امر به قطع مسافت و...)به همان توصلى بودن خودشان باقى هستند ولى خصوص اين امر غيرى متعلق به وضو يا غسل يا تيمم اگرچه اولا و بالذات توصلى بوده ولى ثانيا و بالعرض آمده تعبدى شده و رنگ عبادت به خود گرفته و صبغة اللهى شده[كه صبغة اللّه و من احسن من اللّه صبغة]منتهى عباديت آن از ناحيۀ ذات امر غيرى سرچشمه نگرفته تا شما بگوئى امر غيرى ذاتا توصلى است و محال است كه تعبدى باشد بلكه عباديت آن از اينجا ناشى شده كه اين امر غيرى استمرار آن مطلوبيت ذاتيه و استحباب نفسىاى است كه عمل فى حد داشت و بر همين اساس است كه اگر وقت واجب داخل شده باشد مكلف حق ندارد وضو را به قصد استحباب بهجاى آورد زيرا كه