شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣١٦ - تحرير محل النزاع
اما مقدمه:در اين مقدمه،چهار اصطلاح را معنى مىكنيم تا محل نزاع كاملا روشن گردد:
١-كلمۀ دلالت ٢-كلمۀ نهى ٣-كلمۀ فساد ٤-متعلق النهى يا منهى عنه
البته اين كلمۀ چهارم(يعنى متعلق النهى يا منهى عنه)در عنوان بحث نيامده اما از باب اينكه هيچ نهيى بدون متعلق و منهى عنه نخواهد بود،لذا بايد وضع او را روشن كنيم:
كلمۀ دلالت:
مشهور اصوليين،در موضوع بحث و عنوان مسئله،كلمۀ دلالت را آورده و گفتهاند:«دلالة النهى على الفساد»ولى جناب صاحب كفايه و آقا ضياء و بعضى ديگر،كلمۀ اقتضا را آورده و گفتهاند:
«اقتضاء النهى على الفساد».
جناب مظفر مىفرمايد:به اعتقاد ما،تعبير دوم محكمتر و جامعتر است ولى خود ما،تبعا للمشهور،مسئله را معنون به عنوان «دلالة النهى»نموديم.
فرق بين دلالت و اقتضا:
كلمۀ دلالت،اگرچه شامل دلالت عقليه هم مىشود ولى متبادر از آن و متفاهم عرفى خصوص دلالت التزاميۀ لفظيه است و شايد بر همين اساس،گروهى از اصوليين اين مسئله را در مباحث الفاظ ذكر نمودهاند.متقابلا كلمۀ اقتضا،ظهور در استلزام عقلى دارد و متبادر از آن همين معنى است.و در اينجا همين معنا مناسب است.چون ملازمه بين نهى و بين فساد،يك ملازمۀ عقليه است و مدرك آن عقل است.البته اين دو تعبير،روى دو مبنى است:
بيان ذلك:همه قبول دارند كه دلالت نهى بر فساد،بالمطابقة و بالتضمن نيست بلكه بالملازمة است منتهى جمعى مىگويند«به دلالت التزاميۀ لفظيه دلالت دارد و لزوم،لزوم بين بالمعنى الاخص است»و بعضىها مىگويند«به دلالت التزاميۀ عقليه و به استلزام