شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٦٣ - ٥- - معنى الحسن و القبح الذاتيين
حسن و قبح عرضى مىناميم زيرا كه با عروض عوارض حسن و قبح هم عوض مىشود و ذاتى نيست كه محفوظ باشد مثلا عنوان صدق و راستگوئى مقتضى حسن است يعنى لو خلّي و طبعه داخل در تحت عنوان عدل است و حسن دارد ولى همين عنوان صدق گاهى با حفظ عنوان قبيح مىگردد و آن در صورتى است كه راست گفتن موجب فتنه و فساد گردد و صدق ضار شود.
متقابلا عنوان كذب مقتضى قبح است يعنى لو خلّي و طبعه، عقلاء حكم به زشتى آن مىنمايند و لكن گاهى در اثر عروض عوارض حسن پيدا مىكند و داخل عنوان حسن مىگردد و آن در موردى است كه كذب سبب نجات جان مؤمنى باشد و يا سبب رفع اختلاف از ميان دو برادر دينى باشد و لذا در مواردى شرع مقدس آن را اذن داده.
«دروغ مصلحتآميز به از راست فتنهانگيز»
يا مثلا عنوان تعظيم و تكريم صديق عنوانى است كه لو خلّي و نفسه داخل در عنوان عدل بوده و حسنى دارد ولى گاهى در اثر عروض عوارض عنوان تعظيم با حفظ عنوان قبح پيدا نموده و داخل در عنوان ظلم مىگردد و آن در صورتى است كه تعظيم شما سبب آزار ستمگران را فراهم سازد.متقابلا عنوان تحقير صديق عنوانى است كه لو خلّي و نفسه داخل در عنوان ظلم بوده و مفسده دارد و قبيح است ولى گاهى با حفظ عنوان تحقير داخل در عنوان عدل گرديده و حسن پيدا مىكند و آن در صورتى است كه تحقير شما وسيلۀ رهائى صديق از چنگال ستمگران گردد.
و لذا پيشوايان معصوم ما گاهى نزديكترين ياران خويش را مذمت و تحقير مىنمودند تا جان آنان حفظ شود بعنوان نمونه مرحوم شيخ انصارى در مكاسب محرمه ص ٤٥ اين حديث را نقل مىكند:
امام صادق(ع)به عبد الله بن زراره مىفرمايد:از قول من به پدرت سلام رسانده و به وى بگو:انما اعيبك دفاعا منى عنك فان