شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢ - ٤- - مرحله رابعه
البته اين مرحلۀ ثانيه لبّا بازگشت به مرحلۀ اولى دارد و هر دو يكى هستند،چون در آينده ثابت خواهيم كرد كه حسن و قبح واقعى اشياء غير از همان ادراك عقلا چيز ديگرى نيست و معناى اينكه افعال حسن و قبح ذاتى دارند يعنى عقل عقلاء آنها را ادراك مىكند،و لكن سر اينكه ما دو مرحله تشكيل داديم مغالطهاى است كه از سوى بعض اخباريين پيدا شده و الا حقيقت يكى است.
٣-مرحلۀ ثالثه:
پس از اينكه فرض كرديم افعال داراى حسن و قبح ذاتى هستند و فرض هم كرديم كه عقل ما مستقلا قدرت دارد كه حسن يا قبح افعال را ادراك كند،آنگاه در مرحلۀ ثالثه اين سؤال مطرح مىشود كه آيا هرآنچه را كه عقل ما ادراك مىكند و برطبق آن حكم مىكند«مثلا مىگويد:العدل حسن-الظلم قبيح و...»آيا لازمهاش آن است كه شارع هم برطبق حكم عقل حكم كند يا خير؟به عبارت ديگر آيا كلما حكم به العقل حكم به الشرع ام لا؟به عبارت ديگر آيا ما بين حكم عقل و حكم شرع ملازمه هست يا نه؟
اين مرحله همان بحث اصولى است كه گمشدۀ ما در اين مقصد ثانى مىباشد.در اين مرحله هم باز اختلاف است ما بين اصوليين شيعه و اخباريين آنها.گروهى از اخباريين مانند سيد صدر شارح وافيه و برخى از اصوليين مانند صاحب فصول مىگويند:خير،ملازمهاى بين حكم عقل و شرع وجود ندارد.اما اكثر اصوليين برآنند كه ملازمه هست كما سياتى.
٤-مرحلۀ رابعه:
پس از اينكه در مرحلۀ ثالثه ملازمه را قبول كرديم و ثابت شد كه عقل ما مىتواند قطع پيدا كند كه لازمۀ حكم من حكم شارع است،آنگاه اين بحث طرح مىشود كه آيا اين قطعى كه براى عقل پيدا شده و اين ادراكى كه عقل دارد حجت است يا خير؟