شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٧٩ - ٨- - المقدمات المفوتة
١-وجوب مقدمه تابع وجوب ذى المقدمه است و مادامىكه ذى المقدمه واجب نشود،مقدمه واجب نمىشود حال به هريك از معانى تبعيت كه بوده باشد.آنگاه سؤال مىشود كه اگر وجوب مقدمه تابع ذى المقدمه است پس چگونه در خصوص مقدمات مفوته،وجوب مقدمه قبل از زمان وجوب ذى المقدمه مىباشد؟
٢-مادامىكه عملى بر انسان واجب نباشد كه ترك آن عقاب ندارد آنگاه سؤال مىشود كه چگونه ممكن است مكلف اگر مقدمۀ واجب را پيش از فرارسيدن وقت ذى المقدمه ترك كند و اين سبب گردد كه واجب در وقت خودش فوت شود،اينجا مكلف بر ترك واجب معاقب باشد؟ درحالىكه قبل از حضور وقت،واجب كه وجوبى ندارد و پس از حضور وقت،واجب هم كه مقدور من نيست و قدرت هم شرط تكليف است،پس من مكلف نيستم،پس استحقاق عقاب بر چه اساس است؟
جناب مظفر(ره)مىفرمايد:بخاطر جمع ما بين اين دو قانون عقلى در مطلق مقدمات واجب،با آن دو قانون عقلى در خصوص مقدمات مفوته(كه در بدو امر بنظر مىرسد كه اينها ناسازگارند) علماى اصول هركدام راه حلى را عرضه نمودهاند و تلاش كردهاند كه ثابت كنند كه در اين موارد زمان وجوب از زمان واجب منفك است و برآن تقدم دارد.منتهى بعضىها اين سخن را در مطلق واجبات مدعى هستند مثل شيخ انصارى(ره)و گروهى در خصوص واجبات موقته مثل صاحب فصول(ره)و اگر اين سخن ثابت شد كه زمان وجوب از زمان واجب جلوتر است آنگاه به راحتى مىگوئيم قبل از فرارسيدن وقت واجب،وجوب آن به درجۀ فعليت رسيده است.و عملى كه وجوبش بحد فعليت رسيده باشد اگر بواسطۀ ترك مقدمهاش فوت شود عقاب دارد و عقابش هم على القاعده است و لا اشكال فيه.حال آنچه مهم است اينست كه بر چه اساسى مىتوان فرض كرد كه زمان وجوب مقدم بر زمان واجب باشد؟