شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٠ - ١- - اقسام الدليل العقلى
اين بحث صغروى است.
٢-مقام ثانى:
برفرض كه عقل چنين ادراكى و حكمى داشته باشد يعنى حكم كند كه فلان امر عند الشارع حسن است يا قبيح است.آيا از راه اين حكم عقل حكم شرعى هم استكشاف مىشود يا نه؟يعنى مىتوان گفت كه شارع هم در واقع چنين حكمى دارد يا نه؟
به عبارت ديگر آيا اين ادراك و يا حكم عقل حجيت دارد يا ندارد؟اين بحث كبروى است.
حال بحث كبروى مربوط مىشود به مقصد سوم كتاب يعنى مباحث حجت،فعلا در اين مقصد ثانى ما بحث صغروى داريم،يعنى مىخواهيم مصاديق حكم عقل را يكبهيك بدست بياوريم كه كجاها عقل حكم مىكند و كجاها ادراك و حكم ندارد.اما آيا اين حكم عقلى حجت هم هست يا نه؟سياتى إن شاء الله تعالى.
[دو مقدمه قبل از بيان مصاديق حكم عقل]
حالا پيش از ورود در بيان مصاديق حكم عقل دو مطلب را مقدمة بيان مىكنيم:
١-اقسام الدليل العقلى:
بطور كلى دليل عقلى و به عبارت جامعتر احكام عقليه بر دو قسمند:
١-مستقلات عقليه ٢-غير مستقلات عقليه مرحوم مظفر مىفرمايند:اين تعبيرات و اصطلاحات فراوان در ميان اصوليين بكار برده مىشود و ما برآنيم كه مراد اصوليين را از اين دو اصطلاح روشن سازيم«البته اصطلاح مستقلات عقليه به معناى ديگرى هم بكار مىرود كه ربطى بما نحن فيه ندارد و آن اينكه گاهى گفته مىشود:هذا مما يستقل به العقل.يعنى هذا مما يحكم به العقل بالبداهة لا بالنظر و الاستدلال.مثلا:الكل اعظم من الجزء يا (النقيضان لا يجتمعان و لا يرتفعان)اين دو از احكام عقليۀ بديهيه