شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١١ - ١- - اقسام الدليل العقلى
است ولى مورد بحث ما در اصول نيستند چون مستقلات عقليهاى كه ما مىگوييم سياتى كه مراد احكام عقل عملى است و اين موارد از احكام عقل نظرى است.»
حال برمىگرديم به اصطلاحى كه مراد اصوليين است.براى توضيح اين دو تعبير فنقول:
در جهان خلقت هر امر ممكنى كه نسبت او بوجود و عدم مساوى است نيازمند به علت است«كل ممكن محتاج الى المؤثر»و محال است كه ممكن بدون علت موجود شود.
حالا از جمله امور ممكنه عبارت است از معلوماتى كه براى ما انسانها پيدا مىشود و بوجود مىآيد و معلومات ما دو بخش است:
١-تصورى ٢-تصديقى
فعلا بحث ما در معلومات تصديقى است.از جمله معلومات تصديقيۀ ما علم به احكام شرعيه است.و احكام شرعيه بطور كلى بر سه قسماند:
١-ضروريات دين كوجوب الصلاة و الصوم و...
٢-ضروريات مذهب كوجوب التقية و بطلان القياس و...
٣-احكام نظريه كوجوب السورة فى الصلاة و وجوب الجمعة فى عصر الغيبة و...
در دو بخش اول نيازى به استدلال نيست.و اما در بخش سوم:
علت اين معلومات نظرى ما منحصر است به يكى از انواع سهگانۀ حجت:
١-يا از راه استقراء علم به حكم شرعى پيدا مىكنيم.
٢-يا از راه تمثيل كه همان قياس فقهى باشد.
٣-و يا از راه قياس منطقى.
اما از راه استقراء«يعنى سير از جزئيات به كلى»پرواضح است كه نمىتوانيم حكم شرعى را ثابت كنيم به اينكه ما برويم صد مورد يا هزار مورد را استقراء كنيم،سپس بگوئيم پس تمام موارد