شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٨ - المسألة الثانية مقدمة الواجب، تحرير النزاع
ملازمات عقليه طرح شود نه در مباحث الفاظ.
سؤال پنجم:اگر مسئله مقدمه واجب جزء مسائل عقليه است بنظر مشهور متأخرين پس چرا خود متأخرين اين مسئله را در مباحث الفاظ و در بخش اوامر ذكر مىكنند؟
جواب:سر مطلب آن است كه چون مشهور اصوليين به غير از مرحوم مظفر و استادش مرحوم محقق اصفهانى براى بخش ملازمات عقليه يك بحث مستقل و جدائى مطرح نكردهاند با اينكه حق اين مبحث آن است كه جداگانه عنوان شود ولى چون مستقلا عنوان نشده لذا در بخش مباحث الفاظ كه از قديم الايام بحث مىشد حالا هم بحث مىكنند و همچنين است مبحث ضد و اجتماع امر و نهى در شىء واحد و...
سؤال ششم:وجوبى كه در باب مقدمه واجب مورد بحث است آيا وجوب عقلى است كه همان لابديت عقليه باشد و يا وجوب شرعى است؟
جواب:مىفرمايد:وجوب شرعى مورد بحث است نه لابديت عقليه زيرا لابديت عقليه از مسلمات است و هر عاقلى به عقل فطرى و سليم مىيابد كه هرگاه مولى عملى را بر او واجب كند كه متوقف باشد بر انجام يك سلسله مقدمات بايد عبد آن مقدمات را تحصيل كند تا بتواند ذى المقدمه را ايجاد كند مثلا:كون على السطح متوقف بر نصب سلم است.اشتراء لحم متوقف بر مشى الى السوق است.
انجام حج متوقف بر قطع مسافت است و...و در تمام اينها بلا اشكال لابديت عقليه هست يعنى عقل مىگويد تو بايد نصب سلم بكنى تا به كون على السطح برسى-بايد مشى الى السوق بكنى- بايد قطع مسافت بكنى و...
پس لابديت عقليه مسلم است و به فرمودۀ ميرزاى نائينى در اجود التقريرات ج ١ ص ٢١٢:لابديت عقليه عبارة اخراى مقدميت است و انكار آن مساوى با انكار مقدميت است و هو خلف.