شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٩ - ٤- - مقدمة الوجوب
استطاعت.و واجب مطلق آن بود كه اصل وجوب واجب متوقف نباشد بر چيزى كه وجود واجب برآن توقف دارد كالصلاة بالنسبة الى الوضوء.
ب:و ايضا در همان خاتمه در رابطه با تقسيم واجب به معلق و منجز،فرق ما بين وجوب و واجب را بيان نموديم و گفتيم كه وجوب عبارتست از اصل تكليف كه فعل مولى است و به عبارت ديگر وجوب عبارتست از مفاد هيئت امر.و واجب عبارتست از متعلق تكليف و آن عمل خارجى كه فعل عبد است و مدلول مادۀ امر است مثل صلاة كه بدنبال امر مولى به آن متصف به عنوان واجب مىگردد...
با حفظ اين دو مقدمه مىگوئيم:مقدمۀ وجوب كه به آن مقدمۀ وجوبيه نيز گفته مىشود عبارتست از امورى كه نفس وجوب و تكليف بر آنها متوقف است يعنى مادامىكه اين مقدمات و شرائط نباشند وجوبى در كار نيست مانند حج نسبت به استطاعت كه مادامىكه مكلف در خارج مستطيع نشود امر به حج متوجه او نيست و مانند زكات نسبت به تمكن از نصاب و مانند صلاة نسبت به دخول وقت و مانند كليۀ واجبات شرعيه و الهيه نسبت به بلوغ و عقل و قدرت كه شرائط عامۀ تكليف محسوب مىشوند.اينها را مقدمات وجوبيه گويند و واجب را نسبت باين امور واجب مشروط گويند منتهى در رابطه با واجبات مشروطه دو نظر هست:
١-نظريۀ مشهور كه مىگويد:در واجبات مشروطه،اصل وجوب مشروط است و مادامىكه اين شرط حاصل نشود تكليفى هم در كار نيست.
٢-نظريۀ شيخ انصارى(ره)كه مىگويد در واجبات مطلقه،اصل وجوب مقيد به قيدى نيست بلكه مطلق است و اين شرائط عموما شرائط واجب هستند منتهى شرائط واجب دو نوعند:
يك دسته از شرائط واجب شرائطى هستند كه مفروض الحصول و التحقق هستند يعنى تحصيل آنها بر مكلف لازم نيست بلكه اگر