شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٩٤ - تعدد العنوان لا يوجب تعدد المعنون
دستۀ دوم:عبارتند از عناوينى كه از مقام ذات معنون انتزاع مىشوند و نيازى به ضم ضميمه ندارند.به عبارت ديگر،از صميم ذات،ذهن ما آن عناوين را انتزاع مىكند.مانند صفت ابيضيت براى خود بياض كه مىگوئيم البياض ابيض كه خود ذات بياض،منشأ انتزاع وصف ابيضيت براى او شده و واسطهاى در كار نيست زيرا كل جسم ابيض يكون ابيضيته بالبياض و اما البياض فهو ابيض بنفس ذاته از باب اينكه كلما بالعرض لا بدوان ينتهى الى ما بالذات و كذلك الجسم اسود بالسواد و السواد اسود بنفس ذاته و...و از همين نوع ثانى است صفات كماليۀ واجب الوجود لذاته تبارك و تعالى كه انتزاع صفت عالميت از مقام ذات است نه بواسطۀ انضمام يك امر زائد بر ذات زيرا كمالات حق تعالى به عين ذات حق موجود است.
نتيجه:چنين نيست كه ما بصورت يك ضابطۀ كليه بگوئيم:
عناوين منتزعه عموما در انتزاعشان از ذات،محتاج به ضم ضميمه هستند و تركيب انضمامى است و حيثيت،حيثيت تقييديه است.
ايراد دوم:عناوين منتزعه،در تقسيم ديگر،بدو قسم مىشوند:
١-عناوينى كه مابازا و مطابق خارجى دارند و كاشف و حاكى از يك واقعيت خارجى هستند و به عبارت ديگر،از قبيل كلى و فرد هستند.مثل عنوان انسان و عنوان زيد كه در خارج،هر دو به يك وجود،موجودند و مقابل خارجى دارند.
٢-عناوينى كه مابازاى خارجى ندارند بلكه صرفا يك عنوان انتزاعى و اعتبارى هستند كه ساخته و پرداختۀ عقل ما است بمنظور حكايت از معنونش بدون اينكه كاشف از يك واقعيت خارجى باشند.مانند عنوان عدم كه در خارج از ذهن ما محال است مصداق داشته باشد صفحه خارج ظرف وجودات است و عدم در آنجا راه ندارد؛ذهن ما عنوان عدم را اعتبار مىكند.و مانند عنوان ممتنع الوجود كه مابازاى خارجى ندارد زيرا هرچه در خارج موجود است،،يا«ممكن»است