شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٩ - تنبيه
نيست بلكه اى چهبسا قبيح است.و اما نسبت ما بين معناى اول و ثالث باز هم عام و خاص مطلق است يعنى هركجا حسن و قبح بالمعنى الثالث باشد حسن و قبح بالمعنى الاول هست يعنى هر كارى را كه عقلاء بما هم عقلاء حسن و يا قبيح بدانند،بايسته و نبايسته بدانند آن فعل كمال يا نقص هم هست كالعدالة و الظلم و الاحسان و الإساءة و الصدق و الكذب و لكن چنين نيست كه هر امرى كه حسن و قبيح بالمعنى الاول بود حسن و يا قبيح بالمعنى الثالث هم باشد چون حسن و قبح بالمعنى الثالث فقط در محدودۀ افعال اختياريۀ انسانها است و ربطى به متعلقات افعال ندارد،پس در متعلقات افعال حسن و قبح بالمعنى الاول هست ولى بالمعنى الثالث نيست.فالنسبة عموم و خصوص مطلق ايضا.
٢-واقعيته الحسن فى معانيه و راى الأشاعرة:
در امر اول با معانى سهگانه حسن و قبح آشنا شديم و ايضا نسبت ما بين آنها را دانستيم حال در امر ثانى مىخواهيم بدانيم كه حسن و قبح به كداميك از اين سه معنا از امور واقعيه و خارجيه است و واقعيت خارجى دارد؟و به كدام معنا يك امر اعتبارى است و واقعيت خارجى ندارد.
قبل از ورود در بحث بايد به دو مقدمه توجه كنيم:
١-منظور از واقعيت خارجى داشتن چيست؟منظور آنست كه اين امر در خارج حقيقتا و واقعا موجود باشد و اولا به اختلاف سليقهها و طبيعتها و ادراكات مختلف نشود بلكه حقيقت او سر جاى خود محفوظ باشد و ثانيا تابع ادراك مدركى و تعقل متعقلى نباشد بلكه چه مدركى و معتبرى در عالم باشد يا نباشد آن امر در ظرف خودش موجود است همانند تمام واقعيات مجرد و ماديهاى كه در جهان خارج وجود دارند.
٢-امور و اشياء از يك نظر منقسم مىشوند به سه قسم:
الف:امور واقعى و نفس الامرى