شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٨٥ - جمعبندى
ملازمه هست ما بين حكم عقل و حكم شرع و اين دو لازم و ملزومند،كالنار و الحرارة و الشمس و الضوء و...حال مىخواهيم ادعاى بالاترى بكنيم و آن اينكه:
مىخواهيم بگوئيم حسن و قبح عقلى با حسن و قبح شرعى يكى است،و همينكه قبول كرديم كه:حسن و قبح عقلى داريم، مساوى است با حسن و قبح شرعى،چون معناى حسن و قبح عقلى عبارت شد از تطابق آراء عقلاء بما هم عقلاء جميعا بر حسن يا قبح و يكى از عقلاء هم خود شارع است.
پس شارع نيز بما هو عاقل مطابق حكم عقلاء حكم نموده و الا تطابق آراء نبود و هو خلف.
و لذا مىبينيم كه اكثر اصوليين و متكلمين،مسئله حسن و قبح عقلى را با حسن و قبح شرعى دو مسئله قرار ندادهاند.
كه اول بيايند حسن و قبح عقلى را ثابت كنند،سپس از راه ملازمه،حسن و قبح شرعى را ثابت كنند،بلكه از همان ابتداء يك مسئله عنوان كردهاند بنام«تحسين و تقبيح عقلى».لذا ما نيازى به بحث از ملازمه نداريم.
و لكن سر اينكه ما جدا كرديم،بمنظور اين بود كه بعضى خيال كردهاند اينها دو مسئله هستند و لذا جداگانه مطرح ساختيم، تا روشن كنيم كه خير دو مسئله نيستند.
جمعبندى:
از روز اول ما در بخش مستقلات عقليه گفتيم چهار مبحث داريم،كه مبحث رابع مربوط است به مباحث حجت و سه مبحث اول مربوط است به بخش ملازمات عقليه.
١-التحسين و التقبيح العقلى.
٢-ادراك العقلى للحسن و القبيح.
٣-ثبوت الملازمة بين حكم العقل و حكم الشرع.
ولى با بياناتى كه كرديم معلوم شد كه حقيقت و باطن اين سه