شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٥٨ - ٤- - اسباب حكم العقل العملي بالحسن و القبح
٥-پنجم از اسباب حكم عقل عملى به حسن و يا قبح برخى كارها عبارتست از وجود يك سلسله عادتها و آداب و رسومى كه در ميان مردم هست.
مثلا عادت مردمان است كه به احترام شخص تازهوارد برمىخيزند.
و يا عادت انسانها است كه شخص مهمان را احترام نموده و او را اطعام مىكنند و به مقتضاى همين عادت قيام و اطعام را تحسين مىكنند.و مقابل آن دو را تقبيح مىكنند حال امور عادى و عادتها انواع و اقسام گوناگونى دارد.
برخى از عادتها همگانى است و مال همه انسانها است يا در همه اعصار مثل اينكه عادت انسان بر اين است كه اگر القاء شبهه شود در او بديهيات را هم انكار مىكند و يا در يك عصر،و برخى عادتها مال گروهى از انسانها است مثلا مردم يك شهر يا مردم يك منطقه و يا بطور كلى پيروان يك مذهب عادتهائى دارند و اى چهبسا امرى در زندگى گروهى عادت حسنه محسوب شود و نزد قوم ديگر بعكس باشد.
و به مقتضاى همين عادات،انسانها كسى را كه محافظ بر اين عادت باشد مدح مىنمايند.و كسى را كه به اين عادتها پشتپا بزند مذمت مىكنند.و او را مسخره مىكنند و مىگويند تو از مارقين هستى يعنى از رسم و عادت ما خارج شدى خواه اين عادت بحكم عقل يا شرع خوب باشد و خواه بد باشد.مثلا اگر در منطقهاى مردم عادت دارند به تراشيدن ريش در آنجا ارسال لحيه را قبيح مىدانند.و اگر مردم منطقهاى عادت دارند به ارسال لحيه در آنجا حلق لحيه را قبيح مىدانند و هكذا در پوشاك و...
حال اين قسم از حسن و قبح هم حسن و قبح عقلى نيستند، بلكه حسن و قبح عادى هستند.
يعنى عقلاء بما هم عقلاء برطبق آن تطابق آراء ندارند.
فقط صاحبان اين عادت چنين احكامى دارند و اين قسم هم از محل بحث ما بيرون است چون ما دليل نداريم كه هرچه را عادت مردمان حكم كرد شارع هم در احكامش متابعت كند از عادت مردم