شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٥٩ - ٤- - اسباب حكم العقل العملي بالحسن و القبح
و طبق آن حكم كند خير چنين ملازمهاى نيست.
نعم:آرى برخى از امور عاديه موضوع براى حكمى از احكام شارع واقع مىشوند.مثلا عادت مردم بر اين است كه شخصى را كه لباسى مىپوشد كه در آن منطقه مالوف نيست او را مذمت و تحقير و مسخره مىكنند- و او را مارق و خارج شونده از عادت مىدانند حال شارع مقدس هم لباس شهرت را تحريم فرموده يعنى پوشيدن لباسى را كه غير مألوف است عند الناس و هركس بپوشد مشار بالبنان مىگردد و مردم بدشان مىآيد،تحريم فرموده يا مثلا شرع مقدس امورى را كه خلاف مروت است مضر به عدالت قرار داده،مثلا خوردن نان در حال راه رفتن در راههاى عمومى و يا در بازار و يا نشستن در قهوهخانهها و...براى صنفى كه عادتشان اين كار نيست و از شأنشان اجل است.
خوب اين امور خلاف مروت همان امور خلاف عادت مردم آن سامان است.اينجاها عادت مردمان اين امور را تقبيح مىكند.در حاشيه معالم ص ٢٠ از مرحوم ملا صالح آمده«منافيات المروءة أي امور لا يليق به مما يدل على خسّة النفس و دناءة الهمّة سواء كان صغيره كسرقة حبة و التطفيف بها او مباحا كمصاحبة الاراذل و الحرف الدنية كالحجامة و الدباغة الخ».
و شارع هم مطابق حكم عادت حكم دارد.منتهى اين حكم شارع نه از باب اين است كه شارع از عادت مردم متابعت نموده و صرفا بخاطر اينكه عادت انسان اين عمل را مذموم مىداند.شارع هم تحريم كرده بلكه تحريم يا ايجاب شارع روى ملاك است.در هر كارى كه مصلحت باشد آن را واجب مىكند.و در هر كارى كه مفسده باشد آن را تحريم مىكند و در لباس شهرت مفسده وجود دارد.لذا شارع او را تحريم كرده و آن مفسده اين است كه:
مهمترين هدف شرع مقدس ايجاد الفت بين مردم و نزديك ساختن دلها به يكديگر و متحد و يكپارچه ساختن انسانها است و لباس شهرت باعث مىشود كه مردم از اين شخص متنفر و مشمئز شوند و دلها از يكديگر جدا شود و اين مفسده دارد.لذا شرع مقدس