شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٢١ - المبحث الاول النهى عن العبادة
المبحث الاول:النهى عن العبادة
آيا نهى در عبادات،مقتضى فساد آن عبادت است يا نه؟
مثال:صوم يك عبادت است ولى صوم العيدين(يعنى روزۀ روز عيد فطر و عيد قربان)تحريم شده.آيا اين نهى و تحريم،دال بر فساد و بطلان است(يعنى اگر كسى روزه گرفت،روزهاش باطل است)يا نه،فقط دال بر حرمت است؟
مثال ديگر:صلاة يك عبادت است ولى صلاة در دار مغصوبه، منهى عنه است.يعنى شارع فرموده:«لا تصل فى الدار المغصوبة».
آيا اين نهى،دلالت بر فساد و بطلان آن عمل دارد تا در نتيجه محتاج به اعاده باشد ادائا يا قضاء؟يا اينكه فقط دال بر حرمت است؟
جناب مصنف،در آغاز،سه نكته را بعنوان مقدمه بيان مىدارد و سپس در سه مرحله و مقام بحث مىكند و در پايان،به يك تنبيه، بعنوان خاتمۀ بحث،اشاره مىنمايد.اما مقدمات:
مقدمۀ اول:عبادت به دو معنى آمده:
الف-عبادت بمعنى الاخص ب-عبادت بالمعنى الاعم.
منظور از عبادت به معناى اخص،عبارتست از اعمال و افعالى كه فقط بايد به قصد تقرب الى اللّه تعالى اتيان شود.به عبارت ديگر، شرط صحت آنها قصد قربت است و اگر بدون قصد قربت اتيان شوند،موجب حصول امتثال امر نمىگردند و در نتيجه اعاده لازم دارند ادائا يا قضاء.مانند نماز،روزه،حج و ساير افعال تعبدى.
منظور از عبادت به معناى اعم،عبارت است از هر كارى كه قابليت دارد كه به قصد قربت اتيان شود و اگر مكلف آن عمل را به قصد قربت اتيان نمود،مستحق ثواب مىشود اعم از اينكه بالفعل قصد قربت كردن در صحت آن لازم باشد(كه برگشت به همان قسم اول دارد)يا بالفعل قصد قربت در آنها لازم نيست و شرط صحت آنها نيست و اگر بدون قصد قربت هم اتيان شوند،صحيح هستند اما اگر