شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٩٠ - و الذى اعتقده
به مقتضاى قانون تبعيت پس شما چگونه مىگوئيد قبل الوقت وجوب مقدمه فعلى شده و لو ذى المقدمه وجوب فعلى ندارد.
قلت:به اعتقاد ما قضيۀ وقت در موقتات با ساير شرائط و قيود مثل استطاعت تمكن از نصاب و...فرق دارد و آن اينكه ساير قيدها قيد اصل وجوب هستند يعنى در اصل مصلحت امر دخالت دارند و مادامىكه حاصل نشدهاند امر مولى مصلحتى ندارد ولى خصوص وقت شرط وجوب ذى المقدمه نيست،يعنى در مصلحت امر دخالت ندارند آرى وقت در مصلحت مأمور به دخالت دارد و قيد الواجب است اما در عين حال ما مثل شيخ انصارى و صاحب الفصول قائل نيستيم كه قبل الوقت هم وجوب نسبت به موقتات فعلى باشد و واجب استقبالى بلكه معتقديم كه قبل الوقت بعثى و امرى به جانب موقت نيست بلكه بايد اين وقت مفروض الوجود اخذ شود كه اگر آمد عمل بر شما واجب مىگردد ولى تحصيل آن لازم نيست بجهت اينكه وقت و لو اينكه شرط واجب است اما مثل وضوء و قطع مسافت نيست كه در اختيار مكلف باشد و بتواند تحصيل كند خير قدرت بر تحصيل او نيست لذا مفروض الوجود و الحصول است و سر اينكه قبل الوقت بعثى و امرى در كار نيست آنست كه بعث و انبعاث يا تحريك و تحرك چه تكوينى و خارجى و چه جعلى و اعتبارى متضايفان هستند،نظير فعل و انفعال تأثير و تأثر و قانون در باب متضايفان آنست كه المتضايفان متكافئان قوة و فعلية امكانا و وجودا.
اگر ابوت زيد نسبت به عمرو بالقوه باشد بنوت عمرو هم نسبت به زيد بالقوه است و اگر بالفعل بود،بالفعل است.هركجا كه انبعاث تكوينى ممكن باشد بعث تكوينى هم ممكن است و الا فلا و هركجا كه انبعاث جعلى و اعتبارى ممكن باشد بعث جعلى هم ممكن است و الا فلا هكذا در جانب زجر و انزجار-نهى و انتها منع و امتناع- ردع و ارتداع و تفصيل مطلب در مقدمۀ پانزدهم مباحث الحجة خواهد آمد انشاءالله تعالى.