شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٦ - المبحث الثانى ادراك العقل للحسن و القبح
و فلان كار قبيح است يا نه؟
در اينجا طرف بحث ما اخباريين هستند،آنچه كه بطور مجمل و سربسته از كلمات اخبارىها استفاده مىشود آن است كه:
عقل در ادراكات خودش دچار اشتباه و خطا مىشود و لذا براى بدست آوردن احكام شرعيه نمىتوانيم به ادراكات عقليه اعتماد كنيم.در اينكه مراد اخباريين از اين سخن چيست؟تفسيرهاى مختلفى از زبان خود اخباريين شده،و يك تفسير هم ما خواهيم افزود كه در حقيقت يك توجيه و يك وجه الجمع بين اخبارىها و اصولىها است.
براى ايجاد تصالح،روى هم رفته چهار تفسير مىشود كه عبارتند از:
١-شايد مرادشان اين باشد كه افعال داراى حسن و قبح واقعى و ذاتى هستند،ولى عقل ما نمىتواند آنها را ادراك كند، بلكه بايد شرع مقدس بگويد.
٢-شايد مرادشان اين باشد كه ما بين حكم شرع و حكم عقل ملازمهاى وجود ندارد اما عقل ما حسن و قبح اشياء را مىتواند ادراك كند.
٣-شايد مرادشان اين باشد كه عقل ما مىتواند حسن و قبح افعال را ادراك نمايد و ملازمه هم هست بين حكم عقل و حكم شرع، اما اين حكم عقل به ملازمه حجيتى ندارد و واجب الاتباع نيست يعنى حكم شرعى كه از اين راه ثابت گردد واجب الإطاعة نيست و فقط حكم شرعىاى كه از راه آيات و روايات بدست مىآيد واجب- الاتباع است.
٤-شايد مراد ايشان اين باشد كه عقل ما نمىتواند ملاكات احكام شرعيه را يعنى مصلحت اين واجب و مفسده آن حرام را مثلا ادراك كند،حال اگر مرادشان اين تفسير رابع باشد فله وجه وجيه و سياتى بيانه.