شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٩٨ - ٩- - المقدمة العبادية
اگر مصحح عباديت طهارات ثلاث عبارت از يك امر استحبابى نفسى باشد لازم مىآيد كه انجام اين مقدمات خارجا صحيح نباشد مگر در يك صورت و آن صورتى است كه مكلف اين اعمال را به قصد امتثال همان امر استحبابى نفسى بجا آورد درحالىكه هيچكس چنين فتوائى نداده بلكه همه مىگويند اگر مكلف اين عمل را به قصد امتثال همان امر غيرى هم بجا آورد كافيست و وضو يا غسل او صحيح است و بلكه بالاتر از اين گروهى از فقها مىگويند اگر وقت واجب داخل شده مكلف بايد عمل را به قصد امتثال همين امر غيرى بجاى آورد و به قصد ديگرى حق ندارد اتيان كند حال اين مشكل را چه بايد كرد؟
جناب مظفر مىفرمايد ما آن جواب فوق را تكميل مىنمائيم تا اين سؤال نيز پاسخ داده شود و آن اينكه ما مىگوئيم:
مراد آن مجيب از اينكه عباديت طهارات ثلاث از ناحيۀ امر استحبابى نفسى آمده اين نيست كه بعد از تعلق امر غيرى و مقدمه شدن طهارات ثلاث هم مكلف بايد عمل را به قصد امتثال آن امر استحبابى بجاى آورد تا شما آن اشكال را بكنيد،شاهد بر اينكه مراد مجيب آن نيست اينكه:
خود مجيب گفت با آمدن امر غيرى آن استحباب نفسى بحده باقى نمىماند بلكه شدت پيدا مىكند و به مرحلۀ وجوب مىرسد.
پس مراد مجيب چيست؟مرادش آنست كه از طرفى چون امر غيرى تعلق گرفته به طهارتى كه عبادت باشد نه ذات العمل على الاطلاق و از طرفى هم اين عباديت محال است كه از ناحيۀ امر غيرى بما هو امر غيرى درست شود چون امر غيرى يك امر توصلى است لذا ما ناچاريم عباديت اين امور را از ناحيۀ امر ديگرى فرض كنيم و آن امر ديگر همان امر استحبابى نفسى است كه به طهارات ثلاث تعلق گرفته و اين امر استحبابى اگرچه با آمدن امر مقدمى غيرى به حد استحبابىاش كه جواز ترك باشد باقى نمىماند اما