شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠٠ - ٩- - المقدمة العبادية
استحباب بحده باقى نمانده بلكه فانى و مندك در وجوب غيرى گرديده و قصد الاستحباب ممكن نيست.
نعم يبقى:تنها اشكالى كه باقى مانده آنست كه طهارات ثلاث ذاتا عبادت هستند و امر غيرى به ذات عبادت تعلق نگرفته[چون على الفرض امر غيرى تعبدى نيست بلكه توصلى است]بلكه امر غيرى تعلق گرفته به طهارتى كه عبادت باشد يعنى الوضوء العبادى و هر امرى هم مكلف را دعوت مىنمايد به همان چيزى كه به آن تعلق گرفته اگر تعلق به ذات العمل گرفته به همان ذات الفعل دعوت مىكند و اگر تعلق به عمل عبادى با وصف عبادى بودن گرفته به همان عمل دعوت مىكند.
و لكن ندفع:جواب اين اشكال هم آنست كه اگر به قصد امر غيرى محض اتيان كند اشكال وارد است كه ذات العبادة را چگونه به قصد امر غيرى اتيان كند اما در اينجا مكلف عمل را به قصد امر غيرى كه مندك شده در او امر استحبابى بجا مىآورد.
لذا اشكالى مترتب نيست و عمل عبادت هم خواهد بود در نتيجه مقدمۀ واجب هم تحقق پيدا مىكند كه وضوى عبادى باشد.(توجيه مدرسهاى!)
هذا كله:تمام سخنانى كه تا بحال در رابطه با اشكال خلف يا دور بيان كرديم مبتنى بر دو مبنى بود:
يكى اينكه مقدمۀ واجب امر غيرى و وجوب غيرى شرعى داشته باشد.ديگرى اينكه در عباديت عبادت قصد امتثال امر معتبر باشد كما هو المشهور.
و لكن ما هيچكدام از اين دو مبنى را قبول نداريم:
اما مبناى اول:را در مبحث آينده كه تحت عنوان النتيجة بيان خواهيم داشت باطل خواهيم ساخت اما مبناى دوم:به اعتقاد ما در