شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٠١ - ٩- - المقدمة العبادية
عباديت يك عمل و مقرب بودن آن و انتساب آن بسوى مولى وجود امر فعلى لازم نيست بلكه همين اندازه ملاك امر فعلى باشد كافيست يعنى ما احراز كنيم كه اين عمل محبوب مولى است در اين صورت مىتوانيم عمل را به قصد قربت اتيان كنيم البته اين نكته حائز اهميت است كه چون عبادات توقيفى هستند يعنى توقف دارند بر احراز رضايت شارع،مادامىكه رضايت مولى احراز نشده حق نداريم عمل را به قصد قربت و اينكه مولى اين عمل را مىخواهد و دوست مىدارد انجام دهيم زيرا اى چهبسا اين كار بدعت است و حرام اما لازم هم نيست كه امر فعلى در كار باشد بلكه احراز مطلوبيت ذاتيۀ عمل كافى است و لو از طرف مولى مانعى در كار است كه بالفعل نمىتواند امر كند.
مثلا عبد ناظر است به اينكه فرزند دلبند مولى داخل حوض آب افتاده و در حال غرق شدن است و مولى هم در آنجا حضور ندارد كه فرمان بدهد انقذ الغريق:ولى عبد يقين دارد كه نجات فرزند مولى محبوب و مطلوب مولى است اينجا لازم نيست امر فعلى فرابرسد بلكه همين مقدار كه احراز ملاك كرده كافيست كه برود اتيان كند حال وقتى ما اين مبنى را پذيرفتيم در ما نحن فيه در رابطه با مشكل عباديت طهارات ثلاث مىگوئيم:كسى كه مقدمات عمل را انجام مىدهد تارة به قصد توصل به ذى المقدمه نيست(مثلا تطهير ثوب مىكند براى اينكه از نظافت خوشش مىآيد و از كثافت متنفر است).
ولى تارة:اين مقدمات را انجام مىدهد به قصد توصل به ذى المقدمه در اين صورت از همان ابتدا كه شروع مىكند به انجام مقدمات در انجام خود ذى المقدمه وارد شده آنگاه اتيان به مقدمات خودش امتثال امر نفسىاى است كه مولى نسبت به ذىالمقدمهاى دارد كه او خود عبادت است و كسى كه به عنوان توصل وارد انجام مقدمات شود اين عمل اطاعت مولى است و انقياد در برابر مولى است و لذا عبادت است و ثواب هم دارد و نيازى هم به وجوب غيرى و آمدن