شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٧ - ٢- - لما ذا سميت هذه المباحث بالملازمات العقلية؟
حجه ام لا؟در مباحث حجت بايد گفتگو شود.
و اما در غير مستقلات عقليه:باز هم وجه اين تسميه پس از بررسى صغرى و كبراى اين استدلال روشن مىگردد:بعنوان مثال:
مقدمۀ اول كه صغراى قياس است عبارت است از اينكه:
هذا الفعل واجب اين صغرى يك قضيۀ شرعيۀ محضه است.
و جاى بحث آن در علم فقه است و ربطى به اصول ندارد و مقدمۀ ثانى كه كبراى قياس باشد عبارت است از اينكه:
كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا وجوب مقدمته شرعا.يعنى ملازمه است عقلا بين وجوب ذى المقدمه شرعا و وجوب مقدمه شرعا.نتيجه آن است كه عقل مىگويد:
مقدمۀ واجب در نزد شارع واجب است.اما آيا اين حكم عقلى حجيت دارد يا نه؟در مباحث حجت خواهد آمد.يا مثلا شارع فرموده:هذا الفعل واجب.اين صغرى و مربوط به فقه است.
سپس عقل مىگويد:كل فعل واجب شرعا يلزمه عقلا حرمه ضده شرعا.يعنى ملازمه است بين وجوب شيئى عند الشارع با حرمت ضد آن شىء عند الشارع نتيجه آن است كه بنظر عقل:ضد واجب حرمت دارد نزد شارع.اما آيا اين حكم عقلى و استنتاج عقلى حجت است يا نه؟سياتى.
يا مثلا شارع گفته:هذا الماتى به مأمور به فى حال الاضطرار.
سپس عقل مىگويد:كل ماتى به و هو مأمور به فى حال الاضطرار يلزمه عقلا الاجزاء عن المأمور به حال الاختيار يعنى ملازمه است بين اتيان به مأمور به امر اضطرارى در حال اضطرار با مجزى بودن آن از مأمور به در حال اختيار«اعاده و قضاء لازم ندارد»پس عقل حكم به اجزاء مىكند يعنى مىگويد:
فلان عمل مجزى است عند الشارع و قضاء يا اعاده لازم ندارد.اما آيا اين حكم عقلى حجه ام لا؟سياتى.
ملاحظه مىكنيد كه همه جا سخن از ملازمه است و بحث ما