شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٦ - ٢- - لما ذا سميت هذه المباحث بالملازمات العقلية؟
است لذا نام احكام مستقلات عقليه را ملازمات عقليه ناميدهاند.
و لا ينبغى:دفع توهم مىكنند به اينكه به خاطر شريف شما خطور نكند كه معناى اين قضيۀ كليه حجيت حكم عقل است.كلما حكم به العقل حكم به الشرع.يعنى حكم عقل حجيت دارد و بدينوسيله حكم شرعى استكشاف مىشود خير معناى اين مقدمه حجيت حكم عقل نيست،بلكه اين كبرى با آن صغرى كه به هم ضميمه شود نتيجهاش آن است كه عقل مىگويد:
العدل يحسن فعله شرعا و لكن ممكن است كسى اين سخن را منكر شود و بگويد كه ما قبول نداريم كه عدالت حسن شرعى داشته باشد.به عبارت ديگر از راه اين حكم عقل نمىتوان حكم شرعى را استكشاف نمود چنانكه اخباريين منكر هستند.لذا ما بايد ثابت كنيم كه اين حكم عقل و استنتاج عقلى و ادراك عقلى حجيت هم دارد يعنى بدينوسيله ثابت مىگردد كه شارع هم در واقع چنين حكمى دارد و اثبات آن مربوط به مباحث حجت است.
و الحاصل:
خلاصه اينكه ما در باب مستقلات عقليه از دو مسئله بحث و گفتگو مىكنيم:
١-از صغرى كه كدام فعل اختيارى ما عند العقل حسن و بايستنى و ينبغى ان يفعل است و كدام عمل اختيارى ما قبيح و لا ينبغى فعله است.
٢-از كبرى كه آيا هرچه را عقل ادراك نمود لازمهاش آن است كه شرع هم او را ادراك كند يعنى هرچه را عقل طبق او حكم كرد آيا لازمهاش آن است كه شرع هم طبق او حكم كند و وجوب يا حرمت درست كند يا نه؟بحث ما در اصول از همين كبراى كلى است و نتيجۀ اين دو مقدمه آن است كه عقل مىگويد:فلان كار عند الشارع حسن است يا قبيح است.اما آيا اين حكم عقلى