شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٠ - ٣- - الاجزاء فى الامارات و الاصول مع انكشاف الخطإ بحجة معتبره
قيام حجت معتبرۀ فعليه تحول و تبدلى براى مكلف پيش مىآيد حال يا تبدل در اجتهاد و فتوى است براى مجتهد يا تبدل در تقليد است براى مقلد ما هركدام را علىحده محاسبه مىكنيم اما تبدل در اجتهاد:از شما مىپرسيم شما تبدل در اجتهاد را چگونه معنى مىكنيد؟آيا مىگوئيد معنايش آن است كه با تبدل راى مجتهد حكم الله واقعى متبدل مىگردد و عوض مىشود؟و يا مىگوئيد معنايش اين است كه تبدل در حجت و دليل بر حكم واقعى پيدا شده است؟ شق ثالثى در كار نيست؟اگر مرادتان اين است كه حكم الله واقعى متبدل مىشود مىگوييم اين سخن باطل است چون تالى فاسد دارد و آن اينكه اين حرف مستلزم قول به تصويب است يعنى معناى اين سخن آنست كه احكام الله تابع آراء مجتهدين باشد و با تبدل راى مجتهد حكم الله هم منقلب مىشود و التصويب بهذا المعنى مجمع على بطلانه عند الإمامية اگر مرادتان اين است كه تبدل در حجت پيدا شده يعنى تا بحال حجت بر حكم واقعى خبر واحدى بوده و از حالا حجت ديگرى است،باز از شما مىپرسيم آيا به نظر شما آن حجت قبلى فقط نسبت به اعمال گذشته آنهم در همان زمان گذشته حجيت داشته نه مطلقا؟و يا اينكه آن حجت قبلى مطلقا حجت بود چه نسبت به اعمال ماضيه و چه اعمال آتيه و چه آثار اعمال سابقه؟ اگر شق اول را انتخاب كنيد خواهيم گفت كه اين فايدهاى ندارد و به درد قول به اجزاء نمىخورد چون حجت قبلى نسبت به زمان خودش حجت بود و اطلاق ندارد كه نسبت به زمان آينده هم حجت باشد، تا دلالت كند بر اجزاء و عدم لزوم اعاده بعد كشف الخلاف بالحجّة المعتبرة اللاحقة.
و اگر شق ثانى را انتخاب كنيد ما مىگوئيم اين سخن باطل است.زيرا پس از دسترسى مجتهد به حجت معتبرۀ جديد كه راى مجتهد متبدل مىشود معناى اين تبدل آن است كه آن مدرك سابق يا مطلقا حجت نبوده چه نسبت به اعمال گذشته و چه آينده و مجتهد