شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٢٩ - ٣- - الاجزاء فى الامارات و الاصول مع انكشاف الخطإ بحجة معتبره
خواند بدون سوره.سپس در خود وقت،كشف خلاف شد و دليلى قائم شد كه سوره واجب است يا در خارج وقت كشف خلاف شد ولى عمل از اعمالى است كه قضا دارد مثل نماز.آيا عملى را كه در گذشته انجام داده مجزى است و نيازى به اعاده اداء او قضاء نيست يا ليس بمجز؟
مصنف مىفرمايد:مشهور و معروف بين علماء آنست كه در موضوعات خارجيه بعد از كشف خلاف عملى كه انجام گرفته مجزى نيست مثلا در مثال لحم الغنم اين مكلف حق ندارد از باقىمانده گوشت گوسفند استفاده كند و يا در مثال زوجه از حالا به بعد زن بر اين مرد حرام است و هكذا مثالهاى ديگر و اما در احكام شرعيه از قبيل واجبات و محرمات بخصوص در امور عباديه مثل مثال صلات كه در بالا ذكر شد بعضىها ادعاى اجماع كردهاند بر اجزاء و اينكه اعمالى كه در گذشته انجام داده مجزى است و اعاده لازم ندارد نه اداء نه قضاء.
مرحوم مظفر مىفرمايد:ما با قطع نظر از اجماع كه دليل خاص خارجى است بايد ببينيم مقتضاى قاعده و دليل عقلى و اصل اولى چيست؟يعنى اگر روايتى يا اجماعى بر اجزاء يا عدم اجزاء نداشتيم مقتضاى قاعده چه بوده؟مىفرمايد:بنظر ما مقتضاى قاعده عدم اجزاء است به جهت اينكه آن كسانى كه مدعى اجزاء هستند از قبيل كاشف الغطاء و صاحب فصول و برادرش صاحب حاشيه بر معالم ادلهاى دارند عمده سخن آنها اينست كه مىخواهند بگويند پس از قيام حجت معتبره فعليه برخلاف سابق اعمالى را كه مكلف از حالا به بعد مىخواهد انجام دهد بايد برطبق اين حجت لاحقه و ثانيه باشد و اما اعمالى را كه در گذشته انجام داده آن اعمال در ظرف زمانى خودش مطابق با حجت معتبرهاى انجام گرفته پس آن اعمال در زمان خودش صحيحا انجام گرفته فلا وجه للإعادة اداء او قضاء ولى ما به اين دسته مىگوئيم شما قبول داريد كه بعد از