شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٤٠ - تنبيه
ب:امور انتزاعى.
ج:امور اعتبارى محض.
امور واقعى عبارت است از امورى كه مابازاء خارجى دارند و مطابق خارجى دارند و در خارج حقيقتا موجود هستند همانند علم، تقوى،عدالت و...كه ملكات و كمالاتى هستند كه در خارج در شخص عالم و متقى و عادل وجود دارند و مانند خود روح انسان كه مابازاء خارجى دارد و مانند حقايق مادى و مجرد عالم.
امور انتزاعى عبارتند از امورى كه مابازاء خارجى ندارند و خودشان در خارج حقيقتا موجود نيستند و لكن منشا انتزاع خارجى دارند يعنى عقل ما و ذهن ما اين امور را از آن واقعيات خارجيه انتزاع كرده است مثل فوقيت و تحتيت،ابوت و بنوت و...امور اعتبارى محض عبارت است از امورى كه نه مابازاء خارجى دارند و نه منشا انتزاع خارجى بلكه صرفا يك امر اعتبارى محض است كه تابع اعتبار معتبر است و در عالم اعتبار موجود است و مادامىكه معتبر او را اعتبار بكند هست و مادامىكه اعتبار نكند نيست مثل ملكيت و زوجيت و...كه مادامىكه عقلاء عالم اين اضافه ملكيه را ما بين زيد و عبا اعتبار بكنند هست همينكه اين اعتبار را برداشتند ديگر ملكيت و اضافهاى در كار نيست.
حال بسيارى از قوانين و دستورالعملهائى كه عقلاء عالم براى ادارۀ جامعه و نظم آن وضع مىكنند از اين قسم است يعنى تابع اعتبار آنهاست مادامىكه عقلاء عالم اعتبار كنند كه چراغ قرمز علامت توقف است اين معنا را دارد و به محض اينكه اعتبار عوض شود اين معنا هم عوض مىشود.
با حفظ اين دو مقدمه مىگوئيم:
حسن و قبح بالمعنى الاول از امور واقعيهاى است كه در خارج موجود است و به اختلاف سليقهها و مشربها مختلف نمىشود و تابع ادراك و تعقل كسى هم نيست بلكه همه انسانها با همه سليقههاى