شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٤٩ - ٣- - چهار سؤال و جواب
و من العجيب:جناب محمد مهدى نراقى رحمة الله عليه صاحب كتاب معروف جامع السعادات در جلد اول آن كتاب ص ٥٧ با چاپ جديد در رابطه با عقل عملى و نظرى گفتارى دارد و آن اينكه:نراقى مىفرمايد:ابن سينا گفته است كه:انسان فضائل و رذائل اعمال را به كمك عقل عملى ادراك مىكند.سپس مرحوم نراقى در رد اين سخن مىفرمايد:تمام ادراكات و ارشادات از آن عقل نظرى است.او است كه ادراك مىنمايد ما ينبغى ان يعلم را و او است كه ادراك مىكند ما ينبغى ان يفعل او يترك را.و به عبارت ديگر:عقل نظرى است كه هم ادراك مىكند امور نظرى را و هم امور عملى را.و اما عقل عملى شأنش ادراك و تشخيص نيست بلكه شأن او اجراء و بكار بستن است.
و در واقع به عقيده جناب نراقى:عقل نظرى نيروى مقننه و - قانونگذار كشور تن است و عقل عملى نيروى مجريه و اجراءكننده دستورات عقل نظرى است وگرنه خود مستقلا ادراكى ندارد.
جناب مصنف مىفرمايد:چنين گفتارى از مرحوم نراقى بسيار عجيب و شگفتآور است و ما نمىدانيم كه مراد ايشان چيست؟
اگر مطلق ادراكات مال عقل نظرى است پس مراد شما از عقل عملى چيست؟
ما گفتيم كه دو نيروى عاقله در وجود انسان نيست يك عقل است كه مدركات او دو صنفاند:
١-امور نظرى
٢-امور عملى
و براى امتياز اين دو دسته از يكديگر ما نام يك دسته را عقل نظرى و نام دسته ديگر را عقل عملى گذاشتيم.
حال اگر ادراكات عملى و نظرى تماما مال عقل نظرى است پس مرادتان از عقل عملى چيست؟و اين تعبير عقل را به چه منظور بكار مىبريد؟
اللهم الا ان يقال،كه مراد جناب نراقى از عقل عملى همان