شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٧ - الترتب
يا فرموده:ازل النجاسة عن المسجد و ان عصيت فصل و امثال ذلك...
و اما تاريخچۀ مسئلۀ ترتب:
جناب مظفر مىفرمايد:بنظر ما اولين كسى كه متوجۀ مسئلۀ ترتب شد،از ميان فقها جناب محقق ثانى بود و پس از ايشان، جناب ميرزا حسن شيرازى شاگرد ميرزاى بزرگ شيرازى و استاد آخوند خراسانى اين نظريه را تحكيم نموده و سد ثغور كرده و پس از ايشان هم،استاد ما ميرزاى نائينى اين مسئله را كاملا منقح نموده و اشكالات آن را مطرح نموده و جواب داده است.
و اما خود مسئلۀ ترتب:در ارتباط با اين مسئله،در دو مقام بايد بحث كنيم:
١-آيا اساسا ترتب فى نفسه امرى است ممكن و يا ممتنع است؟به عبارت ديگر،آيا بر اين نظريه تالى فاسدى مترتب هست يا نيست؟اين بحث مربوط به مقام ثبوت است.
٢-برفرض كه ممكن باشد،آيا دليلى هم بر وقوع و تحقق آن داريم يا نداريم؟اين هم مال مقام اثبات است.
اما مقام اول:در مرحلۀ امكان و يا استحاله،دو نظريه وجود دارد:
١-گروهى قائل به امكان هستند؛يعنى مىگويند بر اين نظريه تالى فاسدى مترتب نيست مانند محقق ثانى،كاشف الغطاء،محقق نائينى،ميرزاى شيرازى و...
٢-و گروهى قائل به استحاله شدهاند،مثل شيخ انصارى، صاحب كفايه و...
هركدام از طرفين،براى مدعاى خود،ادلهاى دارند كه صاحب محاضرات در جلد ٣ محاضرات از صفحه ٩١ به بعد سه دليل براى قائلين به امكان و چهار دليل براى قائلين به استحاله آورده.ولى جناب مظفر مهمترين دليل قائلين به استحاله را ذكر كرده و سپس رد مىكند و آن اينكه: