شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٩ - الترتب
اول كه شما گفتيد«الامر بالضدين فى آن واحد محال است»اينجا يك مغالطهاى صورت گرفته و آن اينكه انسان در بدو امر خيال مىكند كه قيد«فى آن واحد»به ضدين برمىگردد لذا مىگويد اين محال است چون جمع بين ضدين در آن واحد نشايد.درحالىكه وقتى قدرى عميقتر و دقيقتر مىشويم،مىبينيم قيد«فى آن واحد» برمىگردد به كلمۀ امر،يعنى امر به ضدين كه آن امر در آن واحد است.يعنى الآن،در حال ترك اهم،هم امر دارد به اهم و هم به مهم.
و اينكه در آن واحد،مولى امر كند به ضدين،دو گونه است:
١-تارة مطلوب مولى جمع بين ضدين فى آن واحد است.
٢-و تارة مطلوب ترتب است؛يعنى اگر اين را ترك كردى، آن ديگرى را بجا آور.
حال اگر مطلوب،جمع بينهما باشد،محال است ولى اگر مطلوب، جمع بينهما نيست بلكه آن دو در طول همند و فقط امرشان در يك زمان فعلى شده،اينكه مانعى ندارد و تالى فاسدى ندارد (و ما نحن فيه من هذا القبيل).آنكه تالى فاسد دارد،جمع بينهما است؛پس مغالطهاى پيش آمده براى مخالفين.
سؤال:شما چه دليلى داريد بر اينكه قيد«فى آن واحد» به امر برمىگردد نه به ضدين؟
جواب:دليل اين ادعا واضح است زيرا فرض اينست كه بناء على الترتب امر به مهم مشروط است به صورت ترك اهم يعنى مولى كان فرموده:ازل النجاسة عن المسجد و ان عصيت فصل و با اين فرض،امر به مهم نه تنها مقتضى جمع بين ضدين نيست بلكه بعكس مقتضى عدم الجمع است بدليل اينكه مكلف از دو حال خارج نيست:
١-يا در حال انجام اهم است و مشغول به امتثال امر اهم مىباشد.
٢-و يا در حال ترك اهم و اشتغال به امر مهم است.
اگر در حالت اولى باشد،در اين صورت فقط يك امر فعلى