شناخت نامه قرآن بر پايه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٦٥ - ٤/ ٨ تفسير حكمت احكام
وارد جهنّم مىشوم.
معتصم گفت: آن سخن چيست؟
گفتم: امير المؤمنين، فقها و علماى رعيت را براى كارهاى دينى در مجلس خود گرد مىآورَد و از آنها در باره آن كار دينى مىپرسد و آنان حكمى را كه در باره آن موضوع مىدانند، به او مىگويند، در حالى كه در مجلس، خانواده خليفه، فرماندهان، وزيران، و كاتبان او حضور دارند و مردم هم از پشت درهاى مجلس گوش فرا مىدهند. وقتى او حرف همه فقيهان و عالمان را رها مىكند به خاطر يك نفر- كه جمعيت كوچكى به امامت او معتقدند و بر اين باورند كه او براى پيشوايى، برتر از خليفه است- و بعد بر اساس نظر همو، حكم مىكند، نه نظر ديگر فقيهان [، بايد دانست چه اتفاقى خواهد افتاد].
ابن ابى داوود گفت: چهره معتصم، دگرگون شد و از آنچه من او را متنبّه كردم، خبردار گرديد و گفت: خداوند به سبب خيرخواهىات، به تو جزاى خير دهد!
روز چهارم، [معتصم] به يكى از منشيان وزيران دستور داد كه او (امام جواد عليه السلام) را به منزلش دعوت نمايد. او هم دعوت كرد؛ امّا او نپذيرفت و گفت: «تو مىدانى كه من در مجالس شما شركت نمىكنم».
او گفت: من شما را به صرف غذا دعوت مىكنم و دوست دارم كه قدم بر فرشهاى من بگذارى و به منزل من وارد شوى تا با اين كار، متبرّك شوم. فلان وزير هم دوست دارد كه شما را ببيند.
او (امام جواد) به منزل وى رفت و وقتى از غذا خورد، احساس كرد زهرآلود است.
مركبش را خواست. صاحب خانه درخواست كرد كه بماند؛ امّا او گفت: «رفتنم از خانه شما برايتان بهتر از ماندنم است». آن شب و روز، مدام در رفت و آمد به تخلّيگاه بود تارحلت كرد.
٤/ ٨ تفسير حكمت احكام
١٥٩٨. امام على عليه السلام: خداوند، ايمان را براى پاك كردن از شرك، واجب فرمود و نماز را براى